مخالفت متشرعين با ابو على و فلسفهء او از همه بيشتر بود و اين بغض و كينه بسبب نفرتى بود كه آنان از علوم عقلى خاصه حكمت الهى داشتند و در اين باب قبلا سخن گفتهايم . بسبب همين عناد و نفرت ، ابو على نيز در شمار ملحدان و آثار او از جملهء كتب ضالّه و محكوم بسوختن و نابود شدن بوده است . مثلا المستنجد باللّه خليفهء عباسى بعد از آنكه بخلافت برگزيده شد ( سال 555 ) فرمان داد قاضى ابن المرخم را دستگير و اموال او را مصادره كنند . كتابخانهء ابن المرخم نيز درجملهء اين اموال بود و از ميان كتابهاى او آنچه را كه از « علوم فلاسفه » بود سوزاندند و از آنها يكى كتاب الشفاء ابن سينا و رسائل اخوان الصفا و كتابهايى از اين قبيل بود « 1 » . آخرين سخن حسن ابن محمد نجاء الاربلى را در بستر احتضار به ياد داريم كه گفت « صدق اللّه العظيم و كذب ابن سينا »
از ميان مخالفان بو على سينا متكلمين بيش از همه پافشارى و ثبات قدم داشتند و مقدّم آنان غزالى است كه كيفيت اختلاف او را با فلاسفه پيش ازين ديدهايم . وى كه كتاب تهافت الفلاسفة را از باب رد بر فلاسفهء قديم و بيان سستى عقيدت و تناقض كلمات آنان در آنچه مربوط بالهيات است نگاشت ، چنان كه در آغاز اين كتاب آورده براى رد سخنان ارسطو تحقيقات و تحريرات دو فيلسوف بزرگ اسلامى يعنى فارابى و ابن سينا را برگزيده و آنچه را كه آن دو اختيار كرده و صحيح دانستهاند ، رد كرده است و بنا بر اين در حقيقت نظر او در ردّ فلسفه متوجه بفارابى و خاصه ابن سينا بوده است .
ديگر از متكلمين بزرگ كه در مخالفت با ابن سينا شهرت دارد تاج الدين محمد ابن عبد الكريم شهرستانى ( م . 548 ) است . وى با آنكه در الملل و النحل خلاصهء جامعى از مقاصد فلسفى ابو على آورده بود ، در كتاب ديگر خود باسم المناهج و الآيات بردّ آراء ابو على مبادرت جست . البيهقى گفته است كه شارستانى ( - شهرستانى ) در اين كتاب رأى ابو على را استهزاء كرد و فصولى از آن را بر من خواند . گفتم بايد در باب هر فصل بحث شود اما وقت مساعدت نكرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - كامل التواريخ ابن الاثير حوادث سال 555
( 2 ) - تتمة صوان الحكمة ص 138