تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
عهد همچنانكه گفته‌ايم در كمال قوت و انتشار بود . مهمترين مذهب كلامى اين عهد مذهب اشعرى است و مذهب اعتزال جز در عراق و خوارزم و ماوراء النهر كه مختصر نيرويى داشت ، در ديگر نواحى ضعيف بود . در اين دوره آخرين كشاكشهاى معتزله و اشاعره هنوز جريان داشت خاصه در عراق كه پيش از تسلط سلاجقه از مراكز مهم معتزله و شيعه بود و عجب آنست كه غالبا معتزله در بحثهايى كه براى ترجيح عقل و ردّ تعليم و تقليد ميشد ، بر اثر همراهى بعضى از امراى ترك يا سلاطين سلجوقى مثل سلطان مسعود بن محمد بر مخالفان غلبه مىيافتند « 1 » . در ماوراء النهر و خوارزم هم ائمهء بزرگى از معتزله سرگرم فعاليت و تعليم پيروان و تأليف كتب بوده‌اند . ابن داعى رازى از فرق مختلف معتزله و اشاعره و مشبّهه و مرجئه و كراميّه و جايگاههاى زيست آنها نشانيهايى داده است « 2 » و اشارات او مدلل ميدارد كه هنوز در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم اين فرق مختلف در كشورهاى اسلامى سرگرم اختلاف با يكديگر بوده‌اند . از ميان اين فرق نيرومندتر از همه اشاعره بوده‌اند كه در ايران قسمت بزرگى از بلاد مشرق را تحت نفوذ خود داشتند و از ميان آنان دانشمندان بزرگ برخاسته و تأليفات متعددى از خود باقى نهاده‌اند و همين متكلمين‌اند كه غالبا بتكفير علما و فلاسفه همت ميگماشته و آنانرا تخطئه ميكرده‌اند . تسلط متكلمين اشعرى مخصوصا در دورهء اول سلجوقى بسبب حمايتى كه سلاطين از آنان ميكرده‌اند بسيار بود و تنها در آغاز عهد سلاجقه بر اثر مخالفت سخت عميد الملك كندرى با آنان موجبات آزار آن قوم در خراسان فراهم آمده بود ليكن در عهد وزارت نظام الملك كه از اين دسته حمايت مىكرد نفوذ دينى و اجتماعى بسيار حاصل كردند . از متكلمين بزرگ اين دوره‌اند : سيف الدين ابو الحسن على بن محمد الآمدى ( م . 631 ) صاحب ابكار الافكار و كتاب الحقائق و جز آنها .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 150 - 151 ( 2 ) - تبصرة العوام مخصوصا ص 91 و 76
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 267 | ذبيح الله صفا