تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
نوشته شده است ، مطالب ديگرى نيز وسيلهء تأليف كتبى دربارهء قرآن ميشده و از آن جمله است كتبى كه در بيان اعجاز و ذكر موارد فصاحت و بلاغت آن نوشته شد مانند كتاب نهاية الاعجاز از امام فخر رازى و كتاب جوامع البيان كه حكيم ابو الفضل حبيش بن ابراهيم تفليسى ( م . 629 ) آن را دربارهء بيان مشكلات قرآن بپارسى نگاشته است و او كتابى ديگر در تفسير نوشت بنام كامل التعبير .

علم حديث

در علم حديث روشى كه در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم رائج بوده است ، در اين دوره نيز رواج داشت . آن روش چنان كه در مجلد اول از اين كتاب ديده‌ايم عبارت بود از اكتفاء بمتون مكتوب در حديث و قرائت آن بر استاد و تحصيل اجازه ازو « 1 » . مفسر ميبايست از اسانيد و اسماء رجال حديث و مراتب آنان در روايت اطلاع حاصل كند و علاوه بر اين مقدار كثيرى از احاديث را در حفظ داشته باشد و كتب شش‌گانهء حديث يعنى الجامع الصحيح محمد بن اسمعيل بخارى و كتاب صحيح ابو الحسين مسلم بن حجاج نيشابورى و سنن ابن ماجه و سنن ابى داود و جامع الترمذى و سنن النسائى را بر استاد مىخواند و اجازهء روايت آنها را ازو ميگرفت و نيز ميبايست كتاب مسند امام احمد بن حنبل يا موطأ مالك را هم فراياد داشته باشد . در اين دوره با دقت فراوانى كه در آموختن علم حديث به كار ميرفت ، دانشمندان بزرگى در اين فن از ميان اهل سنت ظهور كردند از قبيل ابو الحسن رزين بن معاوية العبدرى ( وفات بعد از سال 520 ) صاحب كتاب التجريد كه در آن بين كتب صحاح را جمع كرد . ديگر ابو عبد اللّه محمد بن ابى نصر فتوح بن عبد اللّه اندلسى معروف به الحميدى ( م . 488 ) صاحب كتاب الجمع بين صحيحى البخارى و مسلم ؛ و ابو بكر احمد بن الحسين البيهقى ( م . 458 ) و ابو بكر احمد بن على الخطيب البغدادى ( م . 463 ) ؛ و ابو السعادات المبارك بن محمد جزرى مشهور به ابن الاثير صاحب كتاب جامع الاصول و مناقب الاخبار و النهاية ( م . 606 ) ؛ و بغوى كه قبلا ذكر او گذشته و كتب متعدد در فقه و تفسير
هامش
( 1 ) - تاريخ ادبيات در ايران ج 1 چاپ دوم ص 273 - 276