خادمان ، و علاوه بر اين جمله زاويه و خانقاه را مطبخ و امثال اين چيزها نيز بود . زاويهء شيخ محل عبادت و تفكر و پذيرايى وى بود و كسى را جز خدام كه به خدمت و پرستارى پير ميرفتند بىاجازت حق ورود به آنها نبود . معمولا هر شيخى را در خانقاه خادمى خاص بود كه عادة رابط بين صوفيان و پير بود و نيز ادارهء امور خانقاه و ارتباط آن با خارج در دست وى بود و پرستارى شيخ و پيروان او مىكرد در حاضر كردن غذا و چيزهاى ديگر ، علاوه بر خادم خاص « جماعت خادمان » مركب از خدام جزء براى طباخى و يا پاكيزه داشتن خانقاه و رسيدگى بامور جزئى سالكان و امثال اينها نيز در هر خانقاه بسر مىبردند . دستهء ديگرى از زوايا خاص سالكان بود كه در آن « خلوت » ميكردند و برياضت و سلوك مشغول ميشدند .
عوائد خانقاهها از محل موقوفات و مساعدتهاى مالى كه مردم به مقدار كثيرى ميكردهاند فراهم ميآمد و شيوخ آنچه را كه از اين راه بدست ميآوردهاند بىدرنگ صرف رفاه سالكان ميكردهاند تا خلاف توكل كارى نكرده باشند .
در خانقاهها سه گروه بسر ميبردهاند : 1 ) پير يا مراد يا شيخ كه در هر خانقاه تنها يكتن بود كه در آن سمت رياست و اولويت و پيشوايى داشت 2 ) مريدان يا سالكان كه خود چنان كه خواهيم ديد به چند درجه تقسيم ميشدند 3 ) خدام و امينان و اينان معمولا اشخاصى بودند كه براى تبرك و كسب ثواب اخروى خدمت صوفيان و سالكان را برعهده ميگرفتند . اين گروه را مجموعا صوفيه ميگفتند ليكن صوفيان بتقسيم كاملترى به دو دسته تقسيم مىشدند . واصلان و سالكان . سالكان خود بدرجاتى منقسم بودند و در خدمت شيخ بتزكيهء باطن و كسب فيض و تربيت وقت ميگذراندند
كتابخانها
كتابخانهاى ايران در اين عهد شماره و حدى نداشت . در بيشتر شهر ها كتابخانهاى خصوصى و كتابخانهايى كه بر مساجد و مدارس وقف ميكردهاند ، به حد وفور وجود داشت و علاوه بر آنها كتابخانهايى در خارج از مراكز دينى موجود بود كه بنام بانيان آنها شهرت داشت مانند كتابخانهء شاپور بن اردشير در بغداد كه بسال 451 طعمهء حريق گرديد « 1 » و كتبخانهء صاحبى در رى منسوب به صاحب بن
هامش
( 1 ) - تاريخ دولة آل سلجوق