تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ميان شرايط ذيل را ياد كرده است : از هر طايفه 62 تن با راتبهء دائم و گوشت خوردنى مرتب و مدام و غير از اينها مانند حلوا و ميوه و صابون و فرش در اين مدرسه به تحصيل فقه پردازند . در دار الحديث محدثى بزرگوار با دو قارى و دو تن كه بعلم حديث نبوى اشتغال ورزند ، كار كنند و در روزهاى شنبه و پنجشنبه از هر هفته حديث گفته شود و اينان را نيز شهريه و راتبه‌يى مساوى با فقها معين باشد - در خانه‌يى متصل بمدرسه 30 كودك يتيم باشند كه قرآن را از قارى فراگيرند و معيدى كه با اوست كودكان را بحفظ قرآن كمك كند و ايشان را نيز مانند سابقين راتبه و شهريه باشد . در اين مدرسه طبيبى حاذق و مسلمان بتعليم ده تن از مسلمين مشغول باشد و از كاركنان و محصلان مدرسه هركه بيمار شود معالجه‌اش كنند و ادويه و اشربهء وى نيز از محل اوقاف داده شود - عده‌يى در اين مدرسه به تحصيل علم فرائض و حساب و غير اينها اشتغال ورزند - مدرسهء مستنصريه را خزانه‌يى براى اموال و ارزاق بود و در آن چيزهايى از قبيل شكر و شمع و منسوجات و امثال اينها حفظ ميشد و دربانان و فراشان بر آن مىگماشتند « 1 » سازمان مدارس اين عهد بر رويهم چنين بود كه : از محل موقوفاتى كه بر آنها معين ميشد اداره ميگرديد . موقوفات در دست متولى و ناظرى قرار داشت و گاه مدارس را امرا و حكام و يا خلفا و سلاطين اداره ميكردند بدين معنى كه مدرس و ناظر و غير آنان را ايشان معلوم مىنمودند . از محل موقوفات مدارس را تعمير ميكردند و به تمام كاركنان مدارس از مدرسين و محصلين گرفته تا خدام مشاهره و مواجب ميدادند . تدريس در مدارس با دو دسته بود : 1 ) مدرسان 2 ) معيدان ؛ و گاه نيز اگر كسى را بالياقت و اهميتى چنان كه بايد براى مدرسى نمىيافتند ، بجاى وى نايب مدرس انتخاب ميكردند و به كار ميگماشتند . معيد كه بمعنى تكراركننده است موظف بود
هامش
( 1 ) - حوادث الجامعه حوادث سال 644 ص 213 و حوادث سال 645 ص 223 . علاوه بر اين جمله راجع بمستنصريه رجوع كنيد به تجارب السلف چاپ مرحوم اقبال آشتيانى ص 347 - 348 ؛ دائرة المعارف اسلامى ج 3 ص 404 ؛ رحلهء ابن بطوطه ج 2 ص 108 ببعد .