دينيه باعث آشنايى روزافزون آنان با زبان عربى شد و همين امر خود يكى از علل نفوذ بىسابقهء زبان و ادب عربى در ادب فارسى قرن ششم و اوايل قرن هفتم گرديد .
نكتهء ديگرى كه دربارهء مدارس اين قرن قابل ذكر است اختصاص هريك از آنهاست بفرقهيى از فرق مذهبى دون ساير فرقهها . هر واقفى بنابر ميل و علاقهء قلبى خود و به علت انتساب بيك مذهب مدرسه يا مدارسى كه بنا ميكرد بهم مذهبان خود اختصاص ميداد و ديگران را حق استفاده از آنها نبود مخصوصا اهل مذاهبى كه در اقليت بوده و احيانا مورد بغض و كينهء عامهء مسلمين قرار داشتهاند .
شيعهء اثنى عشريه اگرچه هنوز مانند اهل سنت در ايران آزادى عمل نيافته بودند ، با اين حال براى خود مدارس و مراكز تعليم متعدد داشتند كه البته ديگران را حق استفاده از آنها نبود . پيداست عدد مدارس اين فرقه در هر محل متناسب با شمارهء آنان در آنجا بود و همانطور كه رى و قزوين و آوه و قم و مازندران و كاشان مراكز مهم اجتماع شيعه شمرده ميشده ، مدارس اين فرقه نيز در همين نواحى متمركز بوده است .
در كتاب « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » مشهور به « كتاب النقض » كه در اواخر قرن ششم تأليف شده ، به چندين مدرسه از مدارس شيعهء اماميه در غالب بلاد اسلامى ، از ماوراء النهر و خراسان تا شام اشاره شده است « 1 » . از آن جمله در شهر رى سيد تاج الدين محمد گيلكى معاصر سلطان طغرل بيك سلجوقى در محلهء « كلاه دوزان » مدرسهيى بنا كرده بود كه تا زمان تأليف كتاب النقض ( حدود 560 ) قريب نود سال از بناء آن ميگذشت و محل درس و مناظره و نزول مصلحان بود .
ديگر مدرسهء شمس الاسلام حسكا « 2 » بابويه كه در اواخر قرن ششم معمور بود و در آنجا نماز جماعت و قرائت قرآن و تعليم قرآن بكودكان و مجلس وعظ و طريق فتوى ( يعنى تعليم فقه ) معمول بود . چند مدرسهء ديگر مانند مدرسهء سادات گيلكى و مدرسهء ابو الفتوح
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 47 - 48
( 2 ) - حسكا تلفظى است از حسن باضافهء علامت تضعير يا تحبيب .