وزير سلطان طغرل « 1 » و برادر او ابراهيم ينال « 2 » و جغرى بيك « 3 » و شخص سلطان « 4 » همه بشدت نسبت بمشايخ صوفيه از راه اعتقاد و خلوص درآمدند و در اينباره مبالغه هاى بسيار كردند و به زيارت مشايخ رفتند و بوسه بر دست آنان زدند و در خدمت آنان ايستادند .
اندكى بعد از مؤسسين سلسلهء سلجوقى نظام الملك وزير بزرگ آن قوم نسبت بصوفيه طريق تشويق و بزرگداشتى بيش از ديگران پيش گرفت . در كتاب اسرار - التوحيد كه در اواخر قرن ششم نوشته شده است علت اعتقاد نظام الملك را بصوفيه كراماتى ميداند كه او در عهد جوانى از مشايخ صوفيه خاصه ابو سعيد ابو الخير مشاهده كرد « 5 » و حتى محمد بن منوّر مدعيست كه نظام الملك مريد شيخ ابو سعيد ابو الخير بوده است « 6 » و از قول او آورده است كه ميگفت « من هرچه يافتم از شيخ بو سعيد يافتم » « 7 » و به همين سبب بود كه او بايجاد خانقاهها در بلاد مختلف اظهار علاقهء فراوان ميكرد « 8 » و صوفيه را هر سال بمال و خيرات فراوان مينواخت « 9 » و ايشان را مردم باخبر ميدانست « 10 » ، و هم بسبب همين اقبال و توجه است كه بقول معزى شاعر معاصر نظام الملك وى « از ائمه و متصوفه بهيچكس نمىپرداخت » « 11 »
بعد از اين روزگار نيز حرمت و اهميت مشايخ ، مگر آنان كه در اظهار عقايد خود تندروى ميكردهاند ، فراوان بود و براى نمونه ذكر اين روايت كافيست كه جامى در
هامش
( 1 ) - اسرار التوحيد ص 125 و 333 - 334 و 348
( 2 ) - ايضا ص 126 و 247
( 3 ) - ايضا ص 170
( 4 ) - ايضا ص 170
( 5 ) - ايضا ص 66 - 67 و 98 - 99 و 193 - 195
( 6 ) - ايضا ص 372 و 373
( 7 ) - ايضا ص 89
( 8 ) - ايضا ص 193
( 9 ) - ايضا ص 195 و 372
( 10 ) - ايضا ص 373
( 11 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 41