دادهام خواننده را بافزودن اين اطلاعات بر آن مقاله راهبرى ميكنم « 1 » .
ابن الجوزى در تمام مطالبى كه از عقايد و عادات و آداب صوفيه ذكر كرده دلايل كثير از اخبار و احاديث و سنن بر بطلان آنها نقل نموده است تا اعمال و اقوال اين كسانى را كه بپندار او ابليس راه بر آنان زده بود تخطئه كند .
از كتبى كه دربارهء مقامات شيوخ متصوفه در اين دوره نوشته شده مانند اسرار التوحيد محمد بن منور و مقامات الصوفيهء ابو عبد الرحمن محمد بن حسين السلمى النيسابورى كه بعدا خواجه عبد اللّه انصارى آن را در مجالس صحبت و مجامع تذكير و موعظت به فارسى املاء كرده بود ، و كشف المحجوب هجويرى ، و تذكرة الاولياء شيخ عطار ، مجموعا اطلاعات كثيرى دربارهء روش تربيت و آداب و عادات و اصول عقايد صوفيه بدست ميآيد و كسىكه بخواهد از مبانى ادبيات اين عهد اطلاع حاصل كند بايد آنها را بخواند .
علاوه بر اينها كتابهاى متعددى در اين دوره و اواخر دورهء پيشين دربارهء اصول عقايد صوفيه به فارسى و عربى نوشته شده بود مانند ترجمهء التعرف الى التصوف از ابو ابراهيم مستملى بخارى و صفوة التصوف تأليف محمد بن طاهر المقدسى « 2 » و كتاب احياء العلوم غزالى و مباحثى كه در ديگر كتب خود مانند روضة الطالبين و المنقذ من الضلال دارد و كتاب سوانح شيخ احمد غزالى و كتاب رياضة النفوس از ابو عبد اللّه محمد بن على الترمذى و رسالهء قشيريه از قشيرى و زبدة الحقائق عين القضاه و معارف بهاء ولد و رسائل نجم الدين كبرى و غيره غيره .
چنان كه خواهيم گفت صوفيه در اين عهد حاميان بسيار از ميان امرا و علما داشتهاند ليكن اين امر مانع آن نبود كه دشمنان سرسخت و تندى هم براى آنان وجود داشته باشد . نمونهيى از عقايد متشرعين متعصب را پيش ازين آورده و ديدهايم چگونه مشايخ تصوف با همه نفوذى كه در عقايد و افكار مردم داشتهاند دچار تكفير و توهين ميشده و ملحد و كافر و زنديق يا مردم شكمخواره و باطل و بيكاره خوانده ميشدهاند .
هامش
( 1 ) - مجلهء مهر سال چهارم
( 2 ) - تلبيس ابليس ص 165