همنشينى با دوستان و نظر در كتب كه موجب تفريح خاطر مىشود خوددارى كند . بعضى از صوفيه براى سالكان « اربعينيه » ترتيب ميدادند بدين معنى كه سالك چهل روز نان نميخورد ليكن هستههاى روغندار و ميوهء بسيار تناول ميكرد . ابن الجوزى گويد در ميان صوفيه كسانى هستند كه خود را بغذاهاى پست و ثقيل عادت ميدهند و آنها را به حدى كم ميخورند كه معده بتدريج تنگ شود و بغذاى اندك بسازد و باز از اين حد نيز مىتوانند فراتر روند و چند روز پياپى طعامى تناول نكنند . اين امور منجر بوسواس و جنون و سوء خلق مىشود . در نوشيدن آب هم غالبا براى تحمل رياضات از آب پاك صافى دورى مىجويند تا درك لذتى نكرده باشند . امام محمد غزالى مىگفت ، اگر انسان آنچه را موجب لذتست بخورد قلب او سخت مىشود و از مرگ كراهت ميورزد در حالى كه اگر نفس را از شهوات و لذات آن بازداريم به ترك دنيا عادت مىكند . عادت بامساك در غذا روش پيشينيان بود ليكن ابن الجوزى ميگويد صوفيهء قرن ششم عكس متقدمانند ، روز و شب سرگرم خوردنند و غالب آنچه ميخورند از اموال حرام بدست ميآيد ، دست از كسب برداشته و از تعبد اعراض كرده بر فراش بطالت غنودهاند و بيشتر آنان همتى جز خورد و خواب ندارند ؛ ابن الجوزى بعضى از آنانرا ديده بود كه چون بر سر سفرهء ميزبان نشستند طعام بسيار خوردند و حتى دستار خود را بىاذن صاحبخانه از طعام پر كردند و يكى از شيوخ آنانرا هم ديد كه بچنين عملى مبادرت كرده بود و صاحبخانه برجست و طعام را از دست او گرفت !
صوفيه بسماع اغانى اظهار اشتياق مىكردند و دلايل حرمت آن را انكار مىنمودند . غزالى ميگفت نص و قياسى بر تحريم سماع صوت خوش نداريم ؛ و حتى صوفيان ميگفتند « السماع حرام على العوام لبقاء نفوسهم ، مباح للزهاد لحصول مجاهدتهم ، مستحب لاصحابنا لحياة قلوبهم » « 1 » و آن را وسيلهيى براى تقرب به خدا ميشمردند و هنگام استماع اغانى بوجد ميآمدند ، دست ميزدند ، آواز ميدادند ، جامه بر تن ميدريدند و سر برهنه مىكردند و برقص مىجستند و جامهها را دريده يا نادريده بر مغنى ( قوّال )
هامش
( 1 ) - تلبيس ابليس ص 248