فضائل شده و گفته است « ايشان را از علوم دين هيچ بهره نبود و از فرايض وضو و نماز و غسل بعضى حاصل كنند و زرق و تدليس نمايند و اهل بيت را دشمن دارند » « 1 »
از مسائل قابل توجه يكى آنست كه صاحب تبصرة العوام چند بار تصريح مىكند بدينكه صوفيه همه از اهل سنتاند نه از شيعه و بدينگونه معلوم مىشود كه خلاف قرون بعد هنوز از ميان شيعه مشايخ تصوف برنخاسته بودند اگرچه نسب خرقه و تعليم متصوفه تعلق آنانرا بائمهء شيعه اماميه لازم مينمايد .
چون از اظهارنظر صاحب تبصرة العوام كه نمايندهء انديشهء علماى مذهبى شيعه نسبت بصوفيه است بگذريم ، ميتوانيم نظر امام جمال الدين ابو الفرج عبد الرحمن بن الجوزى البغدادى ( م . 597 ) متكلم بزرگ اشعرى را بعنوان پندار متكلمين و علماى مذهبى اهل سنت بمتصوفه مورد مطالعه قرار دهيم .
ابن الجوزى در كتاب مشهور خود موسوم به « تلبيس ابليس » كه آن را براى معرفى فرق و اقوامى كه به نحوى از انحاء بفريب ابليس از راه رشاد دور شدهاند ، نوشته است ، شرح مفصلى در ذكر دلايل گمراهى صوفيه آورده است « 2 » . ضمنا بحث او دربارهء تاريخ تصوف و مسالك و رسوم آنان نيز قابل توجه و استفاده است . وى شواهد بسيار براى كفر و زندقه و الحاد عدهيى از مشايخ آورده و تلبيس ابليس را دربارهء صوفيه در موارد مختلفى از قبيل سماع و وسواس در طهارت و انفراد در بعض سنن و بناء رباطها براى عبادت ( دون مساجد ) و تجرد از دنيا و مافيها و ترك علم ( يعنى علم دين ) ، و غنا و سماع و رقص و مطعم و مشرب و ترك كسب و بسيارى از مسائل ديگر ، دانسته و هريك را بتفصيل توضيح داده است .
با مطالعهء اين كتاب و حذف آنچه از راه تعصب و دشمنى نسبت بصوفيه آورده است ميتوان ببسيارى از حقايق دربارهء اين فرقه پى برد و ما اينك بذكر خلاصهيى از
هامش
( 1 ) - تبصرة العوام ص 132
( 2 ) - اين شرح از ص 160 تا 387 يعنى قسمت اعظم كتاب را شامل است . رجوع شود به تلبيس ابليس چاپ مصر سال 1928