و ديگر ضياء الدين ابو نجيب عبد الفاهر سهروردى كه مصنفات بسيار به دو نسبت دادهاند .
يكى از بزرگترين مشايخ ايران در قرن ششم كه بىترديد در تاريخ تصوف اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم اثر آشكارى از خود نهاده است خواجه ابو يعقوب يوسف همدانى است كه مردى عالم و عارف و صاحب احوال و مقامات جليل بود و در علوم دينى خاصه حديث و فقه مراتب عالى داشت و در طريقت پيرو شيخ ابو على فارمدى بود . محيط تعليمش بيشتر مرو و هرات و بخارا بوده است و در سال 535 بدرود حيات گفت . خلفاى مشهور او كه هريك در تاريخ تصوف مقامات ارجمند دارند عبارتند از خواجه عبد الخالق غجدوانى ، خواجه عبد الله برقى ، خواجه حسن اندقى ، خواجه احمد بسوى . در شرح احوال سنائى نوشتهاند كه او در طريقت پيرو خواجه ابو يعقوب بوده است .
در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم دو مكتب بزرگ در عرفان وجود داشت كه بهريك از آنها عدهيى از شيوخ بزرگ منسوبند . از اين دو يكى سلسلهء سهرورديه در مغرب و ديگر سلسلهء كبرويه در مشرق بوده است .
مؤسس فرقهء كبرويه شيخ ابو الجناب نجم الدين احمد بن عمر الخيوقى ملقب به الكبرى است كه او را « شيخ ولىتراش » گفتهاند زيرا نسبت تعليم عدهيى از اولياء تصوف به دو منتهى مىشود . وى بسال 618 در فتنهء مغول بعد از جهاد با كفار تتار در خوارزم كشته شد « 1 » و اينكه بعضى قتل او را در 616 نوشتهاند « 2 » درست نيست .
از مريدان و تربيتيافتگان مشهور نجم الدين كبرى اين مشايخ مشهورند :
ابو سعيد مجد الدين شرف بن مؤيد بغدادى از بغدادك خوارزم ( مقتول بسال 607 يا 616 ) - سعد الدين محمد بن مؤيد حمويه ( م . 650 ) كه تأليفات متعدد مانند كتاب محبوب و كتاب سجنجل الارواح و غير آن داشته و در كتابهاى وى سخنان مرموز و كلمات مشكل و ارقام و اشكال و دواير آمده است - شيخ سيف الدين باخرزى صاحب رباعيات مشهور كه بسال 658 درگذشت و در بخارا بتعليم اشتغال داشت - عين الزمان جمال الدين گيلى
هامش
( 1 ) - نفحات الانس چاپ هند ص 379
( 2 ) - طرائق الحقائق ج 2 ص 149