ثغور اسلامى در ديار هند بر عهدهء آنان افتاد و اين سلاطين جنگجو تا اواخر عهد خود با جلادت و رشادت بسيار بحفظ نواحى اسلامى و فتح بلاد بتپرستان هند سرگرم بودهاند .
بزرگترين كسى از سلاطين غورى كه بعد از منقرض ساختن سلسلهء غزنوى سرگرم غزو و جهاد با هندوان و فتح نواحى جديد در آن سرزمين شد ، معز الدين ابو المظفر محمد بن سام ( م . 602 ) بود كه او را به حق سلطان غازى ميگفتهاند .
وى در آغاز كار با آنكه شجاعت بسيار از خود بروز داده بود در جنگى كه با راى پتهورا كرده بود زخمى برداشت و لشكر او شكست يافتند ليكن او بانتقام اين شكست قواى بسيار گرد كرد و در سال 588 در ناحيهء اجمير بر راى پتهورا غلبه يافت و او را بقتل آورد و بسيارى از بلاد هند غربى را بعد از اين فتح مسخر ساخت و بر نواحى اسلامى افزود .
معز الدين داعيهء جنگ با كفارختا نيز داشت و اگرچه يك بار بسبب قلت سپاهيان از آنان شكست يافته بود ، باز به قصد تلافى مشغول جمعآورى نيرو بود تا در سال 602 در راه هند و غزنين بر دست يكى از فدائيان ملاحده بقتل رسيد .
بعد از محمد بن سام فتح نواحى جديد هند ترك نشد و مخصوصا مماليك غوريه مانند سلسلهء معزيه ( جانشينان سلطان قطب الدين معزى ) و شمسيه ( شمس الدين التتمش و جانشينان او ) و خلجيان ( الملك الغازى اختيار الدين محمد بختيار خلجى و جانشينان او ) جنگهاى سخت با بتپرستان هند در نواحى جديد كردند و بسيارى از بلاد را در قلمرو حكومت اسلام درآوردند . « 1 »
تمام غزوها و جهادهاى امراى غورى و مماليك آنان چنان كه ميدانيم وسيلهء مؤثرى براى نشر زبان فارسى در اراضى مفتوحهء هند بوده است .
در سرحدات تركانختا هم گاه غزواتى بوسيلهء سلاطين غورى انجام ميشد ولى بنتيجهيى نميرسيد و در اواخر اين عهد سرحدات شمال شرقى ممالك اسلامى غالبا دستخوش حمله و استيلاء زردپوستان غيرمسلمان بود و عاقبت نيز چنان كه ميدانيم
هامش
( 1 ) - دربارهء اين حوادث رجوع شود به طبقات ناصرى منهاج سراج مجلد اول