اختلاف ميان طغرل بن محمد و سلطان مسعود بن محمد با المسترشد مدتى ادامه داشت و چنان كه ميدانيم اين خليفهء ستيزهجو عاقبت در همين مخاصمات از ميان رفت و بدست ملاحده بقتل رسيد « 1 » .
ضعف دوبارهء خلافت عباسى در دورهء سلاجقه فى الواقع دنبالهء ضعف و فترت قدرت آنانست در عهد آل بويه . با آنكه طغرل سعى وافى در تجديد قدرت القائم ( 422 - 467 ) كرده بود ، او نتوانست از دورهء طولانى خلافت خود و از اقبال و توجه بىمانند طغرل و البارسلان بامر خلافت ، براى تجديد قدرت از دست رفتهء خلافت عباسى طرفى بربندد و ناچار به همان نحو كه در عهد آل بويه بود برياست دينى اكتفا كرد .
بعد از مرگ القائم جانشين پيغامبر شش ماه در شكم مادر بود و بعد از ولادت او ويرا المقتدى بامر اللّه لقب دادند و او هنگام مرگ ( 487 ) هنوز جوان و بىتجربه بود . پس از وى مستظهر ( 487 - 512 ) و بعد از مرگ مستظهر مسترشد خلافت يافت . تا اين هنگام ( 512 ) اگر سلاطين سلجوقى اراده ميكردند ميتوانستند كار عباسيان را يكسره كنند ليكن اعتقادى كه غالب سلاطين اوليهء سلجوقى بخلفا داشتند ، و اختلافات سختى كه بعد از وفات ملكشاه بين آنان افتاده بود ، باعث شد كه مسند خلافت از گزند حوادث در امان ماند و مسترشد هم كه بانديشهء تجديد قدرت حكومت عباسى افتاده بود با سلاطين لجوجى مانند محمود بن محمد ( 511 - 525 ) و غياث الدين مسعود بن محمد ( 527 - 547 ) مواجه گرديد .
محمود بن محمد همانست كه چندى بغداد را در حصار داشت و خليفه را بدشنام زشت ياد كرد « 2 » و مسعود هم چنان كه ميدانيم خليفه را كه ميخواست بر عراق مستولى گردد ، در جنگى كه بآذربايجان واقع شد بشكست ، و در مراغه نگاهش داشت تا باج
هامش
( 1 ) - رجوع شود به كتاب النقض ص 413 ، 416 و اخبار الدولة السلجوقية ص 102 و ابن اثير حوادث سال 529
( 2 ) - كتاب النقض ص 105