تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
شعار خود سازد و از جرايمى كه سبب خذلان حادث شده است التماس صفح « 1 » جميل نمايد و از بادرات زلّات استغفار كند و بداند كه حدوث صواعق مختلف و هبوب « 2 » بادهاى عواصف « 3 » كه در هيچ دور كسى مشاهده نكرده است ، بيست روز تا واقع شده ، سبب وقوع اين حادثه مىدانم ، و از آن مىانديشم كه ازين تشويش لشكر و خلايق مضطرب شوند ، اللّه اللّه ! تلافى اين كار واجب داند و عين فرض شمرد . » « 4 » اين حسن اعتقاد و اطاعت محض دينى و دستبوس و پاىبوس و زمين‌بوس و حتى تقبيل سم مركب خليفه و پياده رفتن در ركاب او و كشيدن مهار مركوب وى و نظاير اين اعمال كه طبعا در ايجاد احترام وافرى براى خليفه در آن روزگار اثر آشكار داشت ، باعث شد كه خلفا نيروى از دست رفته را بازگيرند و كار خلافت نضجى و رونقى گيرد و فرمان خليفه در ممالك روان شود . با اين حال رسمى كه از روزگار ديالمهء بويى در بغداد گذاشته شده بود ، يعنى تعيين اقطاع براى خليفه ، در اين دوره هم همچنان معمول بود و سلطان مقدار آن را معلوم كرد منتهى در دورهء سلاجقه بر مقدار اقطاعات افزوده شد و طغرل پيش از آنكه در خواستارى سيده دختر امام القائم موفق شود چندى براى تهديد خليفه از افزايش اقطاعات جلوگيرى كرد و آن را بميزانى كه در دورهء امام القادر بود تقليل داد و با آنكه خليفه را به اين كاهش تهديد كرده بود ، بعد از تجديد الفت و مراتب يگانگى از اين فكر منصرف گشت « 5 » . داشتن فرمان حكومت از خليفه براى سلاطين و امراء در اين دوره نيز همچنان معمول بود زيرا ممالك اسلامى بنابر اعتقاد مسلمين ملك واقعى جانشين پيغامبر محسوب ميشد و طبعا براى حكومت بر دسته‌يى از مسلمين و تصاحب نواحى معين داشتن حكم امير المؤمنين لازم مينمود . امير المؤمنين چون حكومت كسى را برسميت ميشناخت
هامش
( 1 ) - درگذشتن ، بخشودن ( 2 ) - وزيدن ( 3 ) - عواصف جمع عاصفه بمعنى سخت ( 4 ) - جهانگشا ج 3 چاپ آقاى سيد جلال تهرانى ص 118 ( 5 ) - اخبار الدولة السلجوقيه ص 20