تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
اضطرابها همچنان ادامه داشت تا طغرل بيك از كار ابراهيم ينال كه سر بطغيان برداشته بود فارغ شد و دوباره ببغداد آمد و كار عراق را سامان داد و بساسيرى را در سال 451 بقتل آورد و خليفهء عباسى را باز بر مسند خلافت نشاند و دولت دودمان عباسى را از انقراض رهايى بخشيد « 1 » . اهميت كار طغرل و تركان غز فقط در همين امر يعنى برچيدن بساط خلافت فاطمى از بغداد و عراق و تجديد خلافت عباسى و رهايى دادن آن دولت از نيستى و بوار نبود ، بلكه رفتارى كه طغرل با خليفه در پيش گرفت باعث گشت كه دوره‌يى جديد از قدرت و اهميت براى خلافت عباسى آغاز شود و مقام خلافت كه از دورهء متوكل تا اين زمان آلت اجراى مقاصد غلامان امارت‌يافتهء عباسيان و همچنين سلاطين بويى گرديده بود ، از آن وضع رها شود و تجديد آبرو كند . طغرل بيك از همان روزگار كه در خراسان مبانى امپراطورى سلجوقى را استوار مىكرد از اظهار طاعت نسبت بخليفهء عباسى غافل نبود و رابطهء خليفه با تركمانان از همان روزگاران چندان خوب بود كه القائم براى رهايى از دست امراى آشوبگر بغداد به دو متوسل گرديد و ازو يارى خواست و طغرل بيك اگرچه در پيشرفت بسوى بغداد بيشتر متوجه توسعهء ممالك خود بود ليكن بعنوان يارى بخليفه و تعظيم جانب او بدين كار دست زده بود و به همين سبب هنگامىكه قواى او بديوارهاى بغداد نزديك شد كس نزد القائم فرستاد و از او اجازهء ورود ببغداد طلبيد « 2 » و چون طغرل بيك براى ديدار خليفه بدار الخلافه رسيد ، در دهليز از اسب پياده شد و پياده بجانب خليفه كه در پس پرده نشسته بود رفت و چون پرده‌دار پرده برداشت طغرل زمين بوسيد و آنگاه بر جاى ايستاد تا خليفه چه فرمان دهد . خليفه فرمان داد تا كرسى براى او نهادند و او بر آن جلوس كرد و باز هنگامىكه بفرمان خليفه خلعت سلطنت بر او پوشيدند و تاج خسروى بر سر او نهادند ميخواست يك بار ديگر زمين ادب ببوسد ليكن تاج
هامش
( 1 ) - راجع بكليهء اين حوادث مخصوصا رجوع شود به كامل ابن اثير از حوادث سال 445 ببعد ( 2 ) - ابن اثير حوادث سال 447
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 204 | ذبيح الله صفا