مانع زمينبوس بود پس از خليفه خواست تا اجازهء دستبوس دهد ، طغرل دوباره دست خليفه را بوسيد و بر چشم نهاد « 1 » .
نظير همين عمل را طغرل در دومين سفر خود ببغداد نسبت بخليفه انجام داد .
اينبار القائم كه بدست بساسيرى از بغداد بيرون رانده شده بود بهمراهى طغرل با جلال و شكوه ببغداد بازگردانده شد . در اين كرّت چون طغرل به خدمت خليفه رسيد هفت بار زمين بوسيد و به خدمت ايستاد تا خليفه مخدّهاى از دست « 2 » خود برداشت و گفت بر اين بنشين .
آن روز طغرل با خليفه از خانه بيرون رفت و اجازه يافت كه فردا به زيارت القائم رود . فردا طغرل پيش از ورود خليفه در جاى حاجب نشست و چون خليفه بدار الخلافه بازگشت پيش دويد و مهار استر او را گرفت و در خدمت او تا در اتاق پيش رفت و اين در روز دوشنبه بيست و پنجم ذى القعدهء سال 451 بود « 3 » .
دو سال بعد يعنى در سال 453 طغرل سيده دختر القائم را بزنى خواست ليكن خليفه القائم بجاى آنهمه خدمت كه از طغرل ديده بود از اين كار امتناع كرد و با همهء اصرار و الحاح عميد الملك تن بدين كار درنداد و اين امر موجب خشم طغرل شد چنان كه بعميد الملك كه اين هنگام در بغداد بود فرمان داد كه همهء اقطاعات خليفه را توقيف كند و براى او از اقطاعات آن مقدار كه در عهد امام القادر باللّه از طرف آل بويه داده ميشد باقى گذارد « 4 » و اين بزرگترين اهانت بخليفهيى بود كه طغرل در بزرگداشت او تا آن حدّ مبالغه كرده بود . اين تهديد باعث شد كه خليفه در سال 454 تن بخويشاوندى با طغرل بيك درداد و طغرل در محرم سال 455 ببغداد رفت و چون بديدار منكوحهء خود دختر القائم رفت باز از زمينبوس غافل نماند « 5 » .
با اين بزرگداشت و تعظيمى كه طغرل بيك مؤسس امپراطورى بزرگ سلجوقى
هامش
( 1 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 13 - 14
( 2 ) - مسند .
( 3 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 16 - 17 و اخبار الدولة السلجوقية ص 21
( 4 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 20
( 5 ) - ايضا ص 24