در ميان خانان و خانزادگان اين خاندان مردم شعردوست و شاعرپرور ديده شدهاند حتى بعضى از امراى اين سلسله به زبان فارسى شعر سرودهاند و اشعار آنان در كتب ادب نقل شده است . از جملهء آنان يكى امير على بورى تكين است . پدر او بورى تگين همانست كه بنام ابو اسحق ابراهيم بن نصر مدتى در سمرقند و بخارا سلطنت كرد و شرح منازعات پسران على بورى تكين با دولت مسعود غزنوى در تاريخ بيهقى آمده است . امير على از شاعران مشهور قرن پنجم است و اشعار وى در ترجمان البلاغه « 1 » و حدائق السحر « 2 » آمده و از آن جمله اين دو قطعه نقل مىشود :
بپنج حال بعاشق همى بماند شمع * كه برشمردم هر پنج را ، بگير شمار
بگونه و بسرشك و گداز و سوزش دل * بسان عاشق تا روز هر شبى بيدار
* * *
ميرك سينا لطيف و چابك و برنا * هرچه بگويم ازو خوش آيد و زيبا
هست انيس و كريم گر نشناسى * زود بخوان با شگونه ميرك سينا
ديگر جلال الدين قلج طمغاج خان ابراهيم سلطان سمرقند است كه خطى خوش داشت و در جوانى شعر ميسرود و از جملهء اشعار اوست :
اى روى ترا ز حسن بازارچهيى * در من نگر از چشم كرم پارچهيى
درياب كه تر مىكند از خون جگر * هجران تو از هر مژه دستار چهيى « 3 »
ديگر نصرة الدين قلج ارسلان خاقان عثمان پسر و وليعهد جلال الدين ابراهيم كه مانند پدر خوشنويس و شاعر بوده و اين دو رباعى از اوست :
ما و تو كه هم نمونهء پرگاريم * سر گرچه دو كردهايم يك جان داريم
چون نقطه نهادهايم بر دايره پاى * تا آخر كار سر بهم بازآريم
* * *
هامش
( 1 ) - ترجمان البلاغه ص 17 ، 48 ، 100 - 101
( 2 ) - ص 16 - 17
( 3 ) - لباب الالباب ج 1 ص 42