شهر مبادرت كردند بلكه اموال هركس را هم كه به شهر ميآمد بغارت ميبردند و همين امر باعث قطع رابطهء بغداد با خارج شد و ارزاق گران و ناياب گرديد و شدت انقلاب و گسيختگى امور بجايى كشيد كه قريش بن بدران كه موصل را در دست داشت در طمع مال عزيمت آن شهر كرد .
در رمضان همين سال بين ابو الحارث البساسيرى امير الامراى دولت بويى و خليفهء بغداد اختلاف سخت درگرفت و سبب ويرانيهايى در بغداد و بعضى از بلاد عراق گرديد و اين اختلافات و زدوخوردها در سال 447 هم امتداد داشت و در تمام اين مدت دستههاى مخالف خانهاى يكديگر را ويران ميكردند و مال و ناموس كسى درين گيرودارها در امان نمىماند .
اين حوادث و كشاكشها موقعى كه طغرل بيك در سال 447 بغداد را در تصرف گرفت آرامش و سكونى يافت ليكن در همان سال بين غزان و مردم بغداد زدوخورد سختى رخ داد و بسيارى از لشكريان سلجوقى در اين ميان بقتل رسيدند و جز شيعهء كرخ كه آنان را پناه ميدادند ديگران در آزار آنان مبالغه كردند .
اين حوادث پياپى باعث شد كه فقر و قحط بر بغداد مستولى گردد تا بجايى كه در سال 449 يك قرص نان گندم در بغداد بسيزده دينار فروخته ميشد و بسيارى از مردم با كل ميته و سگ و غير آن مجبور شدند و به همين سبب و با در آن شهر شيوع يافت و شمارهء مردگان چندان بود كه كسى پرواى دفن آنان نداشت و غالبا عدهء زيادى از مردگان را در يك گودال ميريختند .
در اين حوادث و گيرودارها بساسيرى و همدستان او بر بعضى از بلاد عراق استيلا يافته و در آنها خطبه بنام خليفهء فاطمى خواندند تا آنكه در سال 450 به تفصيلى كه ديدهايم « 1 » بغداد را به تصرف آوردند و خليفه و زوجهء او ارسلان خاتون برادرزادهء سلطان طغرل را از آن شهر بيرون بردند و در پايتخت خليفهء عباسى خطبه بنام المستنصر فاطمى خواندند و در اين گيرودار جمعى كثير بقتل رسيدند و اين انقلابات و وحشتها و
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 164 - 165 و نيز رجوع شود به ابن اثير حوادث سال 450