تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
خداى عزّ و علا خالق خير و نفع و نيكى است و خواهان آنست و هرچه شرّ و زيان است از فعل شيطان است بشركت ما « 1 » ، و مذهب آنست كه خداى تعالى خالق خير و شرّ است و مريد همهء اشياء است و اوست نافع و ضارّ و آفرينندهء حركات و سكنات و در خلق افعال كسى با وى شريك نيست ؛ و همچنانكه گبركان خود را مولاى آل ساسان دانند رافضيان خود را مولاى علويان دانند ؛ و همچنانكه گبركان ملك به نسبت بفرّ يزدان « 2 » دانند رافضيان نيز خلافت به نسبت دانند و نصّ گويند بجاى فرّ يزدانى ؛ و همچنانكه گبركان از همهء صحابه عمر را دشمن‌تر دارند رافضيان نيز عمر را دشمن‌تر دارند بسنّت گبركى ؛ و همچنانكه گبركان گويند كه كيخسرو نمرد و به آسمان شد و زنده است و به زير آيد و كيش گبركى تازه كند « 3 » ، رافضى گويد كه قائم زنده است ، بيايد و مذهب رفض را قوت دهد و جهان بگيرد و ذو الفقار با خود دارد تا همهء مسلمانان را بدان بكشد . » « 4 » اين اقوال اگرچه غالبا نمايندهء تعصب و دشمنى مخالفان شيعه با آن فرقه است ليكن در هر حال يك حقيقت را كه از همان اوايل امر معلوم رأى مطلعين شده بود ، نشان ميدهد ، و آن نفوذ بسيارى از عقايد و سنن قديمهء ايرانيان در مذهب شيعه و آميزش آنها با مبانى دين اسلام است و يا اينكه غالب عقايد شيعه با آن مبانى و سنن سازش داشته ، و به همين سبب است كه ايرانيان از آغاز كار بيش از ديگر اقوام اسلامى بمذهب تشيع توجه كرده و پراگنندگان واقعى شعب مختلف آن در ممالك اسلامى گرديده‌اند . اهل سنت طعن‌ها و تشنيعات ديگرى هم بر شيعه ميزده و مثلا آنانرا با ملاحده
هامش
( 1 ) - معتزله نيز اين اعتقاد را دارند . ( 2 ) - اشاره است به اعتقاد ايرانيان كه پادشاه كسى از نژاد شاهانست كه فرّ كيانى به دو تعلق يافته باشد . ( 3 ) - اشاره است بعقيدهء ايرانيان دربارهء جاويدانان كه كيخسرو يكى از آنانست و به يارى سوشيانس در آخر زمان ظهور خواهد كرد . ( 4 ) - بعض فضايح الروافض منقول در كتاب النقض ص 444