تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فرق اهل سنّت ميشده است ، چنان كه در ردّ عقايد اهل سنت و مجبّره و مشبّهه مقالاتى ترتيب ميدادند و يا علماى مخالف آنان بر ايشان ميتاختند و يا كار را از اين حدود تجاوز مىداده و بزدوخوردهاى خونين مىكشانيده‌اند . درست در اوايل اين دوره كه سلاجقه به طرف بغداد پيش مىرفتند ، فتنه‌هاى خونينى در بغداد بين شيعه و اهل سنت جريان داشت . در محرم سال 445 بين شيعه و سنى بغداد اختلافاتى كه از اواخر سال 444 بروز كرده بود شدّت گرفت و دسته‌هايى از تركان نيز در تعصبات شركت جستند . در نتيجه نزاع و قتالى سخت در بغداد درگرفت و بسيارى از خانهاى محلهء كرخ بغداد كه مسكن شيعيان بود و خانهاى محلات ديگر طعمهء آتش شد و با خاك يكسان گشت « 1 » . در سال 449 خانهء ابو جعفر طوسى فقيه امامى در كرخ بباد غارت متعصبان اهل سنت رفت « 2 » . نظير اين كشاكشها در ساير بلاد نيز جريان داشت . مناقشات لفظى و قلمى هم در تمام اين دوره بين اهل سنت و شيعه جارى و دائر بوده است مثلا در اوايل اين دوره ابن حزم « 3 » در كتاب خود فصلى خاص براى تشنيع شيعه ترتيب داده بود ؛ و بعضى از ائمهء اهل سنت خاصه آنان كه عقيدهء تشبيه و تجسيم و جبر داشتند به حكم اختلاف در اصول عقايد بر شيعه سخت مىتاخته و احاديث فراوانى كه ببعضى از آنها قبلا اشاره شده است ، در ذم شيعه و تكفير آنان روايت ميكرده‌اند . همين مردم متعصب معتقد بوده‌اند كه « ايمان ملحد و توبهء رافضى قبول نشايد كرد » « 4 » و يا گاه دشنامهاى ركيك بدانان ميداده‌اند مانند آنچه از قول صاحب كتاب بعض فضائح الروافض نقل كرده‌اند كه او رافضيان را : كافركيش ، احمق روش ، عوان طبع ، ابله دمدار بىتميز ، گفته و دلهاى آنان را پر از غشّ و كين دانسته است « 5 » و يا قول راوندى
هامش
( 1 ) - كامل التواريخ ابن الاثير حوادث سال 445 ( 2 ) - ايضا حوادث سال 449 ( 3 ) - كتاب الفصل فى الملل و الاهواء و النحل چاپ مصر ج 4 ص 179 ( 4 ) - كتاب النقض ص 11 ( 5 ) - ايضا ص 40
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 197 | ذبيح الله صفا