سه بار تكرار كرد . بار سوم گفت اى خواجه سؤالى مبهم ميكنى ، نميدانم كه كدام معاويه را ميگويى ، اين معاويه را كه پدرش دندان مصطفى بشكست و مادرش جگر حمزه بخاييد ، و او بيست و چند بار تيغ بر روى علىّ مرتضى كشيد ، و پسرش سر حسين على ببريد ؟ اى مسلمانان شما اين معاويه را چگوييد ؟ - مردم در حضرت خلافت ، حنفى و سنّى و شافعى ، زبان بلعنت و نفرين برگشودند ، و مانند اين بسيارست ، و تعزيت حسين هر موسم عاشورا ببغداد تازه باشد با نوحه و فرياد » « 1 »
همين معنى را سنائى شاعر بزرگ بشعر آورده و در آن بر دوستاران معاويه و مدافعان او طعنه زده و گفته است :
دوستار پسر هند مگر نشنيدى * كه ازو و سه كس او به پيمبر چه رسيد
پدر او در دندان پيمبر بشكست * مادر او جگر عمّ پيمبر بمكيد
او بناحق حق داماد پيمبر بستد * پسر او سر فرزند پيمبر ببريد
گر تو لعنت بچنين كس نكنى شرمت باد * لَعَن اللّه يزيداً و عَلى آل يزيد
شيعه غير از راههايى كه گفته شد براى تبليغ مقاصد مذهبى خود در اين دوره راه مهم ديگرى را نيز تعقيب ميكردند و آن تأليف كتب در كلام و تفسير و احاديث و نظاير اينها بود كه در فصل خاص خود شرح داده خواهد شد و چون عدهيى از متعصبان ساير فرق كتب خاصى در بيان فضايح آنان مينوشته ، و يا در كتب ملل و نحل مانند الفرق بين الفرق البغدادى و الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ابن حزم و نظاير آنها تشنيعاتى از آنان ياد شده بود ، شيعه هم كتبى در دفاع خود مانند كتاب النقض كه بسى از آن ياد كردهايم تأليف ميكردند و يا در كتبى دربارهء ملل و نحل مانند تبصرة - العوام ، كه ترتيب ميدادهاند بردّ فضايح شيعه و بيان شنايع فرق مخالف خود مبادرت ميكردند و نظير همين كار را هم اسمعيليه داشتهاند .
علاقهء شديد شيعه بگشودن پر و بال و بيرون آمدن از گمنامى و تظاهر باعتقادات و مراسم خاصّ مذهبى خود در تمام اين دوره موجب كشاكشهاى سخت بين آنان و
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 403 - 404