تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
با توجه به اين احوال مناقبيان بيش از ديگر شيعيان در خطر تعرض متعصبان قرار داشتند و حتى بعضى از آنان از بيم اتهام بالحاد و كفر ، ناگزير بودند هرچند گاه در يك شهر بسربرند و از آنجا بجايى ديگر عزيمت كنند . نسبت بفضائليان يعنى فضائل خوانان صحابه ، هم شيعه همين عمل متقابل را روا ميداشتند و اگر دستشان ميرسيد از كشتن و پاره‌پاره كردن آنان ابا نميكردند « 1 » اين بود وضع مناقب‌خوانان از اواسط قرن پنجم تا اوايل قرن هفتم ليكن اهل سنت هم در برابر شيعيان بىكار ننشسته و آنان هم دسته‌يى ديگر را بنام « فضائل‌خوان » يا « فضائلى » تربيت كرده بودند . فضائل‌خوانان هم در بازارها فضائل بو بكر و عمر و دشنامهاى رافضيان و ذكر اصول جبر و تشبيه و امثال آنها را بشعر ميخواندند و مسلما در اين كار از شيعه پيروى ميكرده و ميخواسته‌اند اثر تبليغات آنانرا بدين نحو ضعيف سازند ؛ و بقول شيعه در برابر مغازى على عليه السلام آنان كسانى را بر آن داشتند « تا مغازيهاى بدروغ و حكايات بىاصل وضع كردند در حق رستم و سرخاب و اسفنديار و كاووس و زال و غير ايشان و خوانندگان اين ترّهات را در اسواق بلاد ممكّن كردند تا ميخوانند ، كه ردّ باشد بر شجاعت و فضل امير المؤمنين و هنوز اين بدعت باقى است كه باتفاق امت محمد مصطفى مدح گبركان خواندن بدعت و ضلالت است » « 2 » و گويا علماى شيعه فراموش كرده بودند كه بزرگترين شاعر شيعى كه خود بوجود او مباهات ميكرده‌اند « 3 » ، آن سخنان را كه ايشان « ترهات » مىناميده‌اند بنظم بليغ كشيده بود و او فردوسى طوسى شاعر نام‌آور ايرانست كه همهء عمر خود را صرف نظم همين داستانهاى ملى و قهرمانى ملت خود كرد . حقيقت امر آنست كه ايرانيان قرن ششم مانند قرون قبل و بعد هنوز داستانهاى كهن را به صورت نقل روايت ميكرده‌اند ولى شيعه بسبب بعضى اخبار « 4 » از شنيدن آنها اكراه داشته و مغازى بنى هاشم را بر آنها ترجيح مىداده‌اند
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 78 ( 2 ) - كتاب النقض ص 34 - 35 ( 3 ) - ايضا ص 252 و 628 ( 4 ) - رجوع شود بذيل صفحهء 35 از كتاب النقض