آنگونه مبالغات شاعرانه مجاز ميشمردند . بسيارى از معجزات ائمه موضوع اشعار اين شاعران را تشكيل مىداد ، از قبيل آنكه على بن موسى الرضا در پيش مأمون ميرفت ، صورت شيرى بر بالشى ديبا كرده بودند ، در آن حالت جانور شد و قصد مأمون كرد ؛ و يا آنكه على عليه السلام در چاه رفت و با جنّيان جنگ كرد و بسيار جنى را بتيغ بيازرد .
بر گرد اين مناقبيان حلقههايى از شيعه و گاه مردم ديگر تشكيل مىشد و در هر ديار كه شيعيان بودند محلات معينى براى اين كار اختصاص مىيافت . علماء سنت و مؤلفان آن قوم از اين كار شيعيان سخت ناخشنود بودند و مىگفتند « رافضيان اين همه مناقبها بدان خوانند تا عوام الناس و كودكان ديگر طوائف را از راه ببرند و فرانمايند كه آنچه على كرده است مقدور هيچ آدمى نبود و صحابه همه دشمن على بودند . » و مخصوصا ازينكه اين منقبتها در تركان اثر بليغ داشته ناراحت بودهاند و حقيقت امر آنست كه شيعه اين راه سودمند را براى تبليغ عقايد خود اختيار كرده بودند و از كار خود با همه مخالفت علماى سنت فوائد بسيار برگرفتند .
مناقبخوانان اشعار را از آثار شاعران شيعهمذهب كه نام بعضى از آنان را شيخ عبد الجليل در كتاب خود آورده است « 1 » و يكى از مشاهير آنان در قرن ششم قوامى رازى است ، انتخاب ميكردند . گاه رفتار متعصبان قوم با اين مناقبيان بسيار شديد و وحشيانه بود چنان كه دختر ملكشاه زن اصفهبد على ، زبان يكى از آنانرا بنام « ابو طالب شيعى مناقبى » بريد « 2 » و شيعه مدعى بودند كه اين كار بسبب تهمتى بود كه بر او زده بودند و ابو طالب « همان شب على مرتضى را بخواب ديد كه زبان در دهان او كرد و حالى بقدرت حق تعالى زبان وى درست و نيك شد و تا چهل سال بعد از آن تاريخ در رى و قزوين و قم و كاشان و آبه و نيشابور و سبزوار و جرجان و بلاد مازندران بزهد و توحيد فضائل و مناقب ميخواند تا در آن نيكنامى بجوار حق تعالى شد » « 3 »
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 252 و 628
( 2 ) - ايضا ص 77
( 3 ) - ايضا ص 78