چند برابر شد و با برافتادن خلافت عباسى كه نقطهء مقاومتى در برابر آنان بود ، و ضعف شديد علما و فقهاى اهل سنت ، و ظهور متكلمين بزرگ شيعه در قرن هفتم ، زحمات شيعهء قرن ششم بنتايج نيكو منجر شد و مذهب آنان در اين سرزمين بمراحل نزديك برسميت ارتقاء جست .
اينك بذكر پارهيى نكات دربارهء وضع عمومى شيعه در قرن ششم مبادرت مىشود :
يكى از طرقى كه شيعه پس از كسب قوت براى نشر مذهب خود انتخاب كرده بودند ، استفاده از « مناقبخوانان » يا « مناقبيان » بود . مناقبيان ظاهرا از دورهء آل بويه در عراق وجود داشتند زيرا درست در آغاز دورهء سلجوقى كه شيعه در نهايت ضعف بسر ميبردند مناقبيان در طبرستان و بعض نواحى عراق سرگرم كار بودند .
مهمترين مآخذى كه ما را از وجود مناقبيان و نحوهء كار آنان آگاه مىكند كتاب بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض است . بنابر اطلاعاتى كه از اين كتاب برميآيد : مناقبخوانان قصيدههاى رافضيان را كه در مدح على ع يا ساير ائمهء اطهار بود ، در كوى و برزن و بازار ميخواندند و در آنها گاهى بدستهيى از صحابه كه غاصبان حق شمرده ميشدند ، تعريضاتى وجود داشت . در اين قصائد علاوه بر ذكر منقبت آل على از بعض اصول عقايد شيعه مانند تنزيه باريتعالى و عدل و توحيد و عصمت ائمه و معجزات آنان نيز سخن ميرفت . در ضمن ذكر مناقب مغازى على عليه السلام و داستان پهلوانيها و جنگاوريهاى وى كه گاه صورت حماسههاى مذهبى داشت نيز خوانده ميشد مانند اينكه « على را بفرمان خداى تعالى در منجنيق نهادند و بذات السلاسل انداختند و بتنهايى آن قلعه را كه پنج هزار تيغزن اندرو بودند بستد ، و على در خيبر بيك دست بركند ، كه به صد مرد از جاى خود نجنبيدى ، و بدست ميداشت تا لشكر رسول بدان گذر ميكرد »
اهل سنت بر اين كار طعنها و تسخرها ميزدند و شيعه نيز در اثبات صحت اين امر اخبار و احاديثى داشتند ولى مبالغه در آن و آوردن اخبار غريبه را دربارهء ائمه مكروه ميشمردند و تنها شعرا بودند كه در شعرهاى حماسى خود خويشتن را براى بيان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٩٢