ديد ، در كلام عبد الجليل بن ابى الحسين بتفصيل آمده است ، اينك بنقل آن در اينجا مبادرت مىكنيم :
« . . . شيعه دعوى ظهور رايت مهدى امّت ، صاحب الزمان ع ، از مكه و كعبه گويند ، كه حرم خداست و قبلهء انبياست و مولودگاه سيد اوصياست ، كه آنجا پديد آيد و مسيح مريم از آسمان به زمين آيد ، و آوازهء آيت قل جاء الحق و زهق الباطل از آسمان هفتمين آيد ، و ناصرش رب العالمين و جبرئيل امين آيد ، و آن مهدى عصمت علوى شجاعت تيغ برگيرد و عالم بگشايد ؛ اولا مصر بيران كند و تخت معد و نزار بشكند ، الحاد در عالم مزوّر كند ، شريعت و سنّت منوّر كند ، و كسوت دين بعطر عدل و انصاف معطر كند ، گبركى و ترسايى و جهودى از عالم بردارد ، قلعهاى باطنيان بكند ، غبار جبر از چهرهء عدل زائل گرداند ، كنشت و كليسيا خراب كند ، رايت مصريان اگرچه سپيد است بسوزد ، دين يكى شود ، با آل عباس كه بنى اعمام اويند مدارا و مواساة كند ، مهلا بنى عمّنا ، مهلا موالينا ، . . . و لشكر او به حمد اللّه اين تركان غازى باشند كه جهاندارانند امروز بىتقيه ، كه شاعر در عهد صادق ع خروج مهدى را بنصرت تركان غازى وعده داده است آنجا كه گفته ، بيت :
و وديعة من سرّ آل محمد * ضمّنتها و جعلت من امنائها
فاذا رأيت الكوكبين تقاربا * بالخير عند صباحها و مسائها
فهناك يطلبُ ثأر آل محمد * طلّابها بالتّرك من اعدائها
پس تركان غازى را مصطفى ص براى اين دعا كرده است تا به آخر زمان نصرت مهدى كنند و يارى دين ، و حقها ظاهر سازند و باطلها نيست گردانند و اين معنى از طريق عقل و نقل بر مؤمن عاقل مستبصر پوشيده نماند و الا احمقى خربطى ناصبييى انكار نكند و بر باطل اصرار نكند . . . » « 1 »
با نفوذى كه بدين طريق براى شيعه حاصل ميشد موقع آن ميرسيد كه خود را از حالت انزوا بيرون آرند و تدريجا مهياى آن شوند كه مذهب خود را بعنوان مذهب رسمى اعلان كنند و چنان كه ميدانيم چيزى از اوايل قرن هفتم نگذشت كه قدرت آنان
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 510 - 511