را دوست دارند » « 1 »
نفوذى كه رجال شيعه در دستگاههاى امراى ترك عراق حاصل كرده بودند ، در خراسان نيز بىاثر نبود و نخستين اثر آن در سلطان مقتدر سلجوقى سنجر بن ملكشاه است كه چنان كه ديدهايم با باطنيه عهد مودت بست و دست آنانرا در نواحى متصرفيشان بازكرد « 2 »
اثر مهمتر نفوذ شيعه را در مشرق ميتوان در دستگاه خوارزمشاهان جستوجو كرد . چنان كه پيش ازين گفتهايم « 3 » ميان علاء الدين تكش و پسرش سلطان محمد با خلفاى عباسى نقار و كدورت روزافزون حاصل شده بود . شيعه با طرفدارى از سپاهيان خوارزم در عراق و همدستى با آنان در ايذاء اهل سنت و غارت اموال آنان « 4 » و همچنين بر اثر نفوذى كه در دستگاه دولتى خوارزم حاصل كردند ، بسلاطين نزديكتر شده و آتش اين اختلافات را دامن زدند . شايد نفوذ معتزله در خوارزم هم در اين امر بىتأثير نبوده است .
اين نفوذ در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم به آنجا كشيد كه سلطان محمد خوارزمشاه يكى از علويان را بنام علاء الملك از ترمد براى خلافت نامزد كند و ائمهء مملكت را وادار سازد تا بر عدم استحقاق آل عباس بخلافت فتوى دهند و گويند كه سادات حسينى مستحق خلافتند « 5 » .
نزديكى شيعه با تركان بدرجتى بود كه نصرت دين را به يارى آنان ميدانستند و چون در اواسط قرن ششم اعتقاد داشتند كه امام قائم در ايام نزديك به آن روزگار ظهور خواهد كرد ، شهرت داده بودند كه تركان در ركاب او يارى دين خواهند نمود و حقها ظاهر و باطلها نيست خواهند گردانيد و چون نظر شيعهء قرن ششم در بارهء ظهور مهدى ، و كارهايى كه بر دست او خواهد رفت ، و نصرتى كه از تركان خواهد
هامش
( 1 ) - ايضا كتاب النقض ص 77 و تقريبا نظير اين مطلب را در چند مورد ديگر مانند ص 82 از همين كتاب ميتوان ديد .
( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 170
( 3 ) - ايضا ص 34
( 4 ) - راحة الصدور ص 394
( 5 ) - جهانگشاى جوينى چاپ ليدن ج 2 ص 96 - 97