تركان و رافضيان گرديده بود .
صاحب كتاب بعض فضائح الروافض كه اندكى پيش از سال 560 هجرى تأليف شده بود ، از نزديكى شديد شيعه و تركان سخت بيمناك شده و متأثر است از اينكه شيعيان در هيچ روزگارى مانند آن ايام نيرومند نبوده و بدان صراحت عقايد خود را اظهار نمىكردهاند . وى ميگويد : « در هيچ روزگارى اين قوت نداشتند كه اكنون ، چه دلير شدهاند و بهمهء دهان سخن ميگويند ، هيچ سرايى نيست از تركان كه در او ده پانزده رافضى نيستند و در ديوانها هم دبيران ايشانند ، و اكنون بعينه همچنانست كه در عهد مقتدر خليفه بود » « 1 » و در جاى ديگر نيز به اين كه كدخدايان همهء تركان و حاجب و دربان و مطبخيان و فراشان آنان بيشتر از ميان رافضيان انتخاب ميشدند ، اشارهء صريح دارد و از اينكه آنان آشكارا و بىتقيه بر مذهب رفض مسأله ميگفته و فتوى ميدادهاند پريشانخيال است « 2 » .
اين نزديكى شيعيان با تركان كه تدريجا در قرن پنجم و ششم حاصل شد ، باعث گرديد كه بسيارى از تركان قبول مذهب شيعى كنند و هرجا تسلط و قدرتى داشتند دست مبلغان شيعه و علماى آن قوم حتى مناقبخوانان را در تبليغ مذهب و مدح و ذكر مناقب ائمهء خود آزاد گذارند ، و از سر اعتقادى كه بائمهء شيعه حاصل كرده بودند ، دوستداران آنانرا توقير كنند و نيكو دارند .
صاحب كتاب فضائح روافض كه اين عمل تركان را گاه به « بىحميتى » و گاه به « نادانى » و گاه به « غفلت » حمل ميكرده « 3 » مورد حملهء نويسندهء كتاب النقض قرار گرفته است و او از تركان طرفدارى كرده و آنانرا مردمى « عالم و عاقل » دانسته است كه « جهانبانى و جهاندارى بهرزه بديشان نيفتاده است و حرمت مناقب خوانان كه دارند از اعتقاد پاكيزه و دوستى امير المؤمنين باشد كه با جان و دل دارند كه مردان مردان
هامش
( 1 ) - منقول در كتاب النقض ص 53 - 54
( 2 ) - ايضا ص 81
( 3 ) - كتاب النقض ص 77