تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
شدند و فتوى دادند از آن شهر بگريخت و بالموت رفت و از جملهء مشاهير آن طايفه شد « 1 » ديگر كيا بزرگ اميد ( بزرجميد ) كه حسن صباح او را بجانشينى برگزيد و ذكر او پيش از اين گذشت . ديگر مسعود زورآبادى از فحول علماى خراسان ، شاگرد خواجه امام ابو المعالى جوينى ، كه در پيرى قبول مذهب اسمعيلى كرد و بقلعهء طبس گيلكى رفت « 2 » و بسيارى ديگر از اين گونه كسان كه مخصوصا در كتاب النقض بنام آنان بازميخوريم . اسمعيليان در اين دوره با دسته‌هاى مخالف خود سخت در كشاكش و جدال بوده‌اند و بسيارى از رجال علم و ادب و سياست در اين عهد بر دست آنان از ميان رفتند « 3 » و كشتار آنان و رجال و علماى ايشان خود در اين عهد امرى عادى بود چه همهء فرق زمان از فرقه‌هاى مختلف اهل سنت گرفته تا فرق شيعه با آنان دشمن خونى بوده و قتل و ايذاء و آزار آنانرا از جملهء مثوبات و وسيلهء نصرت دين مىشمرده‌اند . « 4 » از جانب خلفاى عباسى و مراكز دينى زمان براى ابطال عقايد اسمعيليه و جلوگيرى از پيشرفت خلفاى فاطمى ، علاوه بر مجاهدتهاى نظامى و كشتارها و سختگيريهاى عجيب ، اقدامات مختلفى از قبيل تأليف كتب و استفاده از منابر و امثال آنها نيز صورت مىگرفت و براى انكار نسب فاطميان هم كوشش بسيار ميكردند و از وارد كردن انواع اتهامات بدانان خوددارى نداشتند . « 5 » بدگويى و بدزبانى علما و مردم عادى باسمعيليان در اين دوره رواجى شگرف داشت چنان كه آنان را اباحى مذهب و منكر دين و گمراه و دشمن اسلام و مسلمين و ملحد و زنديق
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 92 ( 2 ) - ايضا ص 94 ( 3 ) - براى مثال رجوع شود به حواشى لباب الالباب ج 1 ص 354 و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار و راحة الصدور ص 145 و 228 ( 4 ) - براى نمونه رجوع شود به : ابن اثير حوادث سال 436 و 500 و 511 و غيره ؛ كتاب النقض صفحات 367 - 370 و 78 - 79 و اخبار الدولة السلجوقيه ص 66 و 79 و 82 و 83 و 103 و 113 ( 5 ) - رجوع شود بجهانگشاى جوينى ج 3 ص 98 - 100 و كتاب النقض ص 336 - 337