گرديد چنان كه همهء فرق مخالف ايشان هرجا كه در دسترس آن قوم قرار داشتند از ايشان در بيم و تشويش بودند و آيندگان و روندگان از ترس آن قوم با بدرقه طى طريق مىكردند و ملوك و وزراء از بيم كارد آنان خواب خوش نداشتند « 1 » .
در حقيقت حسن صباح نقص كار داعيان قبل از خود را از ميان برد و رسمى را كه آنان از ابتداء ظهور و دعوت اسمعيليان پيش گرفته بودند تكميل كرد . داعيان و حجج اسمعيلى پيش از حسن صباح تا آنوقت كه با مقاومت سلاطين ايران مواجه نشده بودند و نسبت به آنان اعمال وحشيانه از آن قبيل كه سلاطين و امراى ترك داشتند ، صورت نمى گرفت ، بدون توسل به زور دعوت خود را انجام ميدادند و اصولا حاجتى بتوسل شمشير نداشتند ليكن از وقتى كه غزنويان و سلجوقيان رفتار خشن خود را با آنان شروع كردند پناه بردن دعات اسمعيلى بقلاع دوردست آغاز شد چنان كه در زندگى ناصرخسرو قباديانى و احمد بن عبد الملك عطاش مىبينيم . حسن همين روش را ادامه داد با اين تفاوت كه از داخل اتاق خود كه در قلعهء الموت داشت و از آن بندرت بيرون ميآمد ، همواره فرمان قتل مخالفان خود را صادر مىنمود و آنان را بضرب كاردهاى بران فدائيان از پاى در مىآورد و همچنان بدستههاى مجهز اسمعيلى فرمان حمله بنواحى مختلف ميداد .
جانشينان او همواره از انقلابات و اغتشاشات استفاده مىكردند و نواحى جديدى را در قلمرو تسلط خود درمىآوردند و با مسلمانان مخالف خود هرچه ممكن بود از ايذاء و آزار و قتل و غارت و اخذ عوارض و نظاير اين امور روا ميداشتند .
از ظواهر حال آشكار است كه ايجاد چنين وضع سخت و مقاومتآميز در قرن ششم تنها منحصر باسمعيليان ايران نبوده است بلكه در همهء ممالك اسلامى آثارى از اين مقاومت مشهود بود .
از جملهء مراتب مهم اسمعيليه در قرن ششم و هفتم مرتبهء فدائى بوده است . فدائيان دستهيى از پيروان تربيتيافتهء اسمعيليه بودهاند كه داعى و نايب امام آنانرا براى مبارزه با مخالفان يا حفظ خود تربيت مىكرد . گويا در تربيت اين دسته وسايلى مانند بعض مواد مخدره يا مشروب خاص ، كه ظاهرا از بنگ در تهيهء آن استفاده ميشد ، به كار ميرفته است و جوانانى را كه براى احراز مرتبهء فدائى تربيت مىكردند بعد از خورانيدن آن شراب
هامش
( 1 ) - جهانگشا ج 3 ص 150 - 151