تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ميدانيم مراد از بابكيه اتباع بابك خرم‌دين و مراد از محمره مازياريه است شرح ذيل كه سيد مرتضى در بيان عقايد اسمعيليه آورده است نشانه‌يى بارز از انديشه‌هاى ناصوابيست كه علماى مذهبى زمان دربارهء اسمعيليان داشته‌اند . وى گفته است : « . . . و گويند هيچ از تكاليف ظاهر بر خلق واجب نيست ، و نماز عبارت بود از طاعت آنكه او را مولانا خوانند و زكات عبارت بود از آنكه هرچه از مؤنت تو و عيال تو زيادت باشد به دو رسانى از بهر دعوتخانه ، و گويند عبارت از بانگ نماز و قامت آن باشد كه خلق را بطاعت مقتداى ايشان خوانى و روزه عبارت بود از آنچه او كند خاموش باشى و عيب از مولانا بر ايشان نطلبى و هرچه او كند از جملهء فواحش و زندقه حق‌شناسى ، و در هيچ حال منكر او نباشى و چنان مطيع باشى كه اگر فرمايد خود را هلاك كن در حال خود را هلاك كنى بى هيچ توقف ، و گويند حج عبارت بود از قصد نزد امام ايشان ، هركه را قدرت بود لازم باشد كه به خدمت وى رود و او را بيند ، و همهء محرمات را حلال دارند و گويند محرّمات عبارت بود از قومى كه ايشان را دشمن مىبايد داشتن و از ايشان بيزار شدن و بر ايشان لعنت كردن . . . » « 1 » ازينگونه تشنيعات بر اسمعيليه در قرن پنجم و ششم و آغاز قرن هفتم بسيار بود و اين خود دليل وحشت و هراس فرق مختلف است از اين فرقهء زورمند كه با تأويلات فلسفى و عقلى خود بسيارى از آيات و اخبار را بجانب خويش ميگرداندند و بسود خود تمام ميكردند ، و براى اثبات عقايد خود از بحث و نظر و تأليف و تدوين و تبليغ ابا و امتناع نداشتند . از جملهء بزرگترين كسانى كه در اوايل اين عهد تأليفات مهم در نشر مبانى اعتقادات اسمعيليه پرداخت حكيم ناصر بن خسرو قباديانيست كه ما ذكر همهء آنها را در تحقيق حال نويسندگان خواهيم آورد . مؤلفان متعدد ديگرى در تمام اين دوره در قلاع مختلف اسمعيليان سرگرم تأليف كتب به زبان فارسى بوده‌اند كه نزديك به تمام آنها در گيرودار اختلافات و همچنين در فتح قلاع اسمعيليه از كتابخانه‌ها بيرون آورده شد و طعمهء آتش گرديد .
هامش
( 1 ) - تبصرة العوام ص 181 - 182