تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نوشته‌اند : حسن بن على بن محمد بن جعفر بن الحسين بن محمد الصبّاح الحميرى . وى بنابر قولى نخست بر مذهب اثنى عشرى بود ليكن بدعوى صاحب كتاب النقض ( ص 91 ) مجبّر و مجبّرزاده بود و همكار تاج الملك مستوفى . بهرحال بدعوت چند تن از باطنيان رى على الخصوص يكى از آنان مشهور به « مؤمن » كه از جانب عبد الملك عطّاش در رى مأمور دعوت بود قبول مذهب اسمعيلى كرد . در سال 464 كه عبد الملك عطاش برى رفته بود حسن صباح را بيازمود و بپسنديد و نيابت دعوت به دو داد و اشارت كرد كه بايد بمصر برود . وى در سال 469 بعهد خلافت المستنصر فاطمى باصفهان و از آنجا بآذربايجان و از راه شام بمصر رفت و در سال 471 بمصر رسيد و قريب يكسال و نيم در آنجا مقام داشت . در آن هنگام ميان پيروان دو پسر مستنصر يعنى نزار و مستعلى كه ذكر آنان گذشته است اختلاف بود . نزار بنصّ اول جانشين مستنصر بود و مستعلى بنصّ دوم ، و طرفداران امامت آن دو هم در عهد پدرشان با يكديگر مخالفت ميورزيدند . حسن طرفدار امامت نزار بود كه بنصّ اول ميبايست جانشين پدر باشد . حسن در سال 473 بايران رسيد و يكچند در خوزستان و اصفهان و يزد و كرمان و دامغان و ديگر نواحى سرگرم دعوت بود و در همان حال داعيانى بديلمان و بعضى از نواحى كوهستانى طبرستان و الموت فرستاد و بسيارى از مردم آنجاىها را بمذهب خود درآورد . فعّاليت شديد حسن باعث شد كه نظام الملك بدستگيرى او همت گمارد . حاكم رى مأمور اين كار بود و به همين سبب حسن از نزديك شدن به آن شهر ابا داشت و چون داعيان او در اطراف قزوين و در كوههاى ديلمان سرگرم تبليغ بودند به آن نواحى روى نهاد و بسيارى از مردم بسبب زهد او بوى گرويدند و او بحيله « علوى مهدى » گماشتهء ملكشاه را بر قلعهء الموت از آنجا بيرون كرد و سه هزار دينار بهاى آن قلعه را بر حاكم گرد كوه و دامغان « رئيس مظفر مستوفى » كه دعوت حسن را پذيرفته بود بنوشت . تاريخ صعود حسن بر قلعهء الموت ششم رجب سال 483 بود . از اين تاريخ حسن دايرهء دعوت خود را توسعه داد و اگرچه تا آن هنگام بسيارى از مردمان را در نواحى مختلف بمذهب خويش درآورده بود ليكن اهميت واقعى كار او در حقيقت از قلعهء الموت آغاز شد و او نه تنها اين قلعه بلكه نقاط متعدد اطراف را مستحكم كرد و در بسيارى از نواحى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 169 | ذبيح الله صفا