تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
در اذان بر رسم شيعه « حىّ على خير العمل » بگويند ( شوال سال 450 ) و القائم بامر اللّه و وزير او رئيس الرؤسا را مقيد كردند و باسم خليفهء فاطمى سكه زدند و اين وضع از شوال سال 450 تا ذى القعدهء سال 451 در بغداد باقى بود و چون طغرل در اين مدت گرفتار طغيان ابراهيم ينال بود نميتوانست آن شهر را از چنگ بساسيرى و قريش بيرون آورد تا در ذى القعدهء سال 451 دوباره روى ببغداد آورد و خليفه را كه در اسارت علم الدين قريش بن بدران بود ازو بازگرفت . خليفه با تبجيل و احترام بىسابقه ببغداد وارد شد و سلطان بساسيرى را نيز بچنگ آورد و بكشت و سرش را ببغداد آورد « 1 » . بدين ترتيب دولت عباسى كه در شرف انقراض بود احياء شد و آن پيكر محتضر از انفاس تركمانان جانى تازه كرد و قدرت دولت فاطمى نيز كه بمرحله‌يى جديد از توسعه رسيده بود گرفتار تراجع شد . در همان حال كه خلفاى فاطمى از راه تسخير نواحى جديد بجانب شرق ممالك اسلامى نزديك ميشدند ، از راه اعزام داعيان بكشورهاى مختلف نيز در ترويج مذهب اسمعيلى و بسط دايرهء قدرت خود كوشش ميكردند و از اين راه داعيان بزرگى از آنان در دورهء مطالعهء ما پديد آمدند كه در تاريخ و ادبيات فارسى داراى شهرت بسيار هستند . نخستين داعى بزرگ اسمعيلى كه فعاليت خود را از اوايل عهد سلجوقى آغاز كرد شاعر و نويسنده و حكيم و متكلم بزرگ ابو معين ناصر بن خسرو قباديانى بلخى ملقب به « حجت خراسان » است . راجع بناصر خسرو و احوال و آثار او در باب شعرا و نويسندگان سخن خواهيم گفت و در اينجا بايد به ياد آوريم كه او فعاليتهاى تبليغاتى خود را در مذهب اسمعيلى بعد از بازگشت خود از سفر حجاز و مصر ( حدود سال 441 هجرى ) آغاز كرد . نخست چندى در بلخ بنشر عقايد و دعوت مردم به « ميانجى زمان خويش المستنصر باللّه » اشتغال داشت « 2 » ليكن بر اثر فشار شديد علماى اهل سنت و
هامش
( 1 ) - در باب اين وقايع رجوع شود به كامل ابن اثير حوادث سنين 446 الى 451 و اخبار - الدولة السلجوقية ص 18 - 21 و ساير مآخذ . ( 2 ) - زاد المسافرين چاپ برلين مطبعهء كاويانى ، ص 4
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 165 | ذبيح الله صفا