خلافت بود . در دورهء اين خليفه دولت فاطمى باوج قدرت رسيد و در برابر بعضى متصرفات كه فاطميان در شمال غربى افريقا از دست داده بودند ، حوزهء تسلط خود را بقسمت اعظم از نواحى شمالى افريقا و شام و آسياى صغير و سواحل بحر احمر كشيد و تا حدود بغداد و واسط پيش رفت و مقارن غلبهء سلاجقه بر عراق عرب ، در بغداد خطبه بنام المستنصر خوانده ميشد بدين معنى كه در سال 448 در واسط و دو سال بعد يعنى در سال 450 در بغداد خطبه بنام خليفهء فاطمى خواندند .
توضيح اين مقال آنست كه در ماه رمضان سال 446 بين ابو الحارث بن ارسلان البساسيرى ، مقدّم غلامان ترك پادشاه بويى ، و خليفه القائم بامر اللّه نقار و كدورتى درگرفت و او شروع بقتل و غارت در بغداد و انبار و ديگر نواحى مجاور كرد و از اين پس نيز باز در سال 447 بين تركان بغداد و بساسيرى فتنهيى درگرفت كه خليفه و وزير او نيز در آن شركت داشتند و بسبب ارتباطى كه بساسيرى با خليفهء فاطمى مصر يافته بود ، براى دفع او بسلطان طغرل ملتجى گرديدند و سلطان در سال 447 ببغداد نزديك شد و بساسيرى از بيم او بجانب شام گريخت و در آنجا از جانب خليفه المستنصر باللّه فاطمى خلعت و هدايايى براى او فرستاده شد .
بساسيرى بعد از فرار بشام در شوال سال 448 بهمراهى نور الدوله دبيس بن مزيد با قتلمش عم سلطان طغرل بيك ، كه بهمراهى قريش بن بدران بجنگ او آمده بود ، نبردى سخت كرد و آنانرا بشكست و بر موصل استيلا يافت و در آنجا خطبه بنام المستنصر باللّه فاطمى خواندند .
طغرل از بغداد بموصل رفت و آنجا را از چنگ عمال فاطمى بيرون آورد و بابراهيم بن ينال سپرد و در سال 449 ببغداد بازگشت . ابراهيم ينال در سال 450 از موصل عزم بلاد جبال كرد . بساسيرى از غيبت او استفاده كرد و موصل را دوباره به تصرف درآورد و چون در همين اوان طغرل بايران بازگشته بود و در بغداد قوايى كه نيروى سركوبى بساسيرى داشته باشد وجود نداشت ، بساسيرى بهمراهى قريش بن بدران صاحب موصل بغداد را تصاحب كرد و در جامع منصور بغداد بنام المستنصر باللّه خطبه خواند و فرمان داد تا
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٦٤