بود ليكن چون او ترك امامت كرد امامت بر شيخين درست شد و يعقوبيه نيز شيخين را امامان به حق مىدانستند .
زيديان در اصول پيرو معتزله بوده و در فروع با اهل سنت و جماعت موافقت داشته و قياس و رأى و اجتهاد و استحسان را دلايل شرعى مىشمردهاند و همهء ائمهء بعد از على بن الحسين را گمراه مىدانستند و مىگفتند هركه بامامت زيد اعتقاد نداشته و جهاد را واجب نداند كافر است .
زيديان بر اثر تسلطى كه در قرن سوم و چهارم بر ديلمان و گيلان و طبرستان و گرگان داشتهاند ، در قرن ششم در آن نواحى بسيار بودند . نصير الدين عبد الجليل يمن و طايف و مكه و كوفه و اكثر بلاد گيلان و جبال و ديلمان و بعضى از بلاد مغرب را محل اجتماع زيديان دانسته و گفته است كه آنان در اين نواحى « خطبه و سكه بنام ائمهء خود كنند ، فاطمى عالم شجاع كه خروج كرده باشد ، و البته بنام خليفه و سلطان وقت خطبه نخوانند و سكه نزنند مگر بكوفه كه قريبتر است بدار الملك خلافت ، و به مكه هر سال يك بار مالهاى بسيار بستانند و خلعتها برسد و قضاة و فقها و علماء ايشان همه فتوى بدان مذهب كنند » « 1 » .
فرقهء اسمعيليه
قرن پنجم و ششم دورهء قدرت اسمعيليه و كمال فعاليت آنان در تبليغ عقايد خود و حتى ايجاد مراكز مقاومت و حكومت در ايران و مبارزهء سخت با فرق ديگر اسلامى و با سلاطين و امراء مخالف خود در اين سرزمين بوده است .
در مجلد اول از همين كتاب ( چاپ اول ص 212 - 220 ) باختصار دربارهء اصول عقايد فرقهء اسمعيليه و شعب آن خاصه قرامطه و كيفيت نشأت آنها و همچنين تشكيل دولت فاطمى بدست ابو محمد عبيد اللّه مهدى بسال 297 سخن گفتهام .
دولت فاطمى در اوايل دورهيى كه مورد مطالعهء ماست تحت خلافت المستنصر ابو تميم معدّ بن الظاهر ابو الحسن على بود كه از 427 تا سال 487 هجرى متعهد امور
هامش
( 1 ) - كتاب النقض ص 493