1 ) نصيريان . اين اسم از قرن ششم و هفتم بشيعهء غاليه كه معتقد بالوهيت على بن ابيطالباند ، داده ميشد « 1 » . نصيريان را فرق شيعه خاصهء شيعهء اماميه جدا تكفير ميكرده و از قبول آنان در شمار همكيشان خود امتناع مينمودهاند . 2 ) زيديه . 3 ) اسمعيليه 4 ) شيعهء اماميهء اثنى عشريه .
فرقهء زيديه
اين فرقه در عهد مورد مطالعهء ما بر چهار فرقه منقسم مىشدهاند :
اول جاروديه مشهور به « سر حوبيّه » « 2 » پيروان ابو الجارود معاصر حضرت امام باقر عليه السلام . دوم جريريه . سوم بتريّه پيروان كثيّر النّوّاء الابتر . چهارم يعقوبيه .
اين هر چهار فرقه در اصل عقيده يكسان بوده و اعتقاد داشتهاند كه امام كسى از بنى فاطمه است كه عالم و شجاع باشد و خروج كند بر حكام و امراء ظالم وقت و همه بعد از حضرت على بن الحسين معتقد بامامت زيد بن على هستند كه بسال 121 هجرى خروج كرد و كشته شد . جاروديه كسانى را كه پيش از على عليه السلام زمام حكومت اسلام را در دست گرفته بودند غاصب و كافر ميدانستند و به همين سبب از شيخين تبرى ميكردند و گروهى از آنان بمهدويت محمد بن على بن عمر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ، صاحب طالقان ، معتقد بودند كه بامر معتصم بحبس افتاد و عاقبت او معلوم نشد ، و گروهى ديگر بمهدويت يحيى بن عمر بن يحيى بن الحسين بن زيد بن على ، صاحب كوفه ، اعتقاد داشتند كه در عهد مستعين بقتل رسيده بود .
اما فرقهء سليمانيه يا جريريه خلاف فرقهء مذكور كه امامت را بنص ميدانستند ، معتقد بودند كه امامت بشورى است و امامت مفضول درست است و اگرچه ابو بكر و عمر بامارت مخطى بودند ليكن خطاء آنان چنان نيست كه دليل كفرشان گردد اما عثمان بسبب بدعتهايى كه نهاد كافر شد .
بتريه از اين هم فراتر ميرفتند و ميگفتند اگرچه بعد از رسول على افضل خلايق
هامش
( 1 ) - تبصرة العوام ص 180
( 2 ) - ابو الجارود از معاصران حضرت باقر بود و آن حضرت او را بسبب نفاقش سرحوب ، كه يكى از اسامى شيطانست ، ميخواند و بدين سبب فرقهء او را سرحوبيه گفتند .