تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مىشود و بعضى از سلاطين مانند سنجر در اين‌باره مبالغه مينمودند « 1 » . با تمام اين احوال علماى دينى بر اثر اختلافى كه ممكن بود بين عقايد آنان و امرا و سلاطين متغلب زمان باشد ، دچار مشكلاتى از قبيل نفى بلد و حبس و شكنجه و الزام به ترك عقيده و امثال اين امور نيز ميشده‌اند و بعضى ازين قبيل حوادث پيش از اين اشاره شده است و حتى ممكن بود در گيرودار اختلافات مذهبى عوام دستهء مخالفان بجان و مال و خان‌ومان علماى مخالف نيز دست‌درازى كند . « 2 » بسبب همين اختلافات و جداييها هر دسته از مردم اين دوره براى خود مدرسه و جامع خاص داشته « 3 » و گاه از ورود دسته‌هاى مخالف يا بعضى از افراد معين در آنها پيش‌گيرى ميكرده‌اند .

اختلافات مذهبى و شعر

دامنهء اختلافات مذهبى در اين دوره چنان وسعت گرفته بود كه از عوام و مردم غوغا بخواص كشيده بود ، و نه تنها ، چنان كه ديده‌ايم ، علما در رد يكديگر بتأليف كتابها مبادرت مىجستند بلكه شاعران زمان هم در اين‌گونه تعصبات شركت مىكرده و باظهار عقايد مذهبى خود يا هجو و انتقاد مخالفان مذهبى مبادرت مينموده‌اند و حتى گاه تهمتهاى مذهبى را وسيلهء انتقام قرار ميداده‌اند و حال آنكه غالب آنان به بىدينى و خلاعت مشهور بوده‌اند . اينك براى نمونه يك قطعه از ظهير را مىآوريم كه در آن مردى را بسبب اعتقاد باعتزال شايستهء هجو و لايق قدح دانسته است :
ترا بتيغ هجا پاره‌پاره خواهم كرد * كه كشتن تو مرا شد فريضهء كلى خدايگان وزيران مرا چه خواهد كرد * ز بهر خون يكى زن به مزد معتزلى
و خاقانى هم در اشعار خود علاوه بر تاختهايى كه بر فلاسفه و اهل جدل و معطله آورده
هامش
( 1 ) - راحة الصدور راوندى ص 171 ( 2 ) - كتاب النقض ص 486 و 488 و حواشى لباب الالباب ج 1 ص 354 ( 3 ) - مثلا در رى . رجوع شود به كتاب النقض ص 598 - 599 ؛ و نيز رجوع شود به ص 494 كه در آنجا بطور كلى نسبت به همه جا حكم كرده است .