بمسائل دينى ، و اظهار علاقه و تمايل عامه به اين مسائل هم وسيلهء عمدهء افزايش عدهء علماى دينى در اين دوره بوده است .
علت عمدهء ديگر ضعف علوم عقلى و يا متروك ماندن آن در بسيارى از مراكز بوده است بخصوص كه اين علت با ايجاد مدارس متعدد مذهبى و پديد آمدن موقوفات فراوان كه صرف تعليم و تعلم طلاب و تأمين حوائج استادان و شاگردان علوم دينى ميگرديده است همراه بود . كثرت عدد فقها را در آن ايام تا قرن هفتم ميتوان از اينجا حدس زد كه فقط در كنف ادارهء امام برهان الدين محمد معروف بصدر جهان از كبار ائمه و رؤساء آل مازهء بخارا و سلف او نزديك شش هزار فقيه بسر ميبردند « 1 » و البته اينان همه از فقهاى حنفى بودهاند نه از ساير فرق ، و اين خاندان حتى در ايام بعد از حملهء مغول و خرابيهاى آنان در ماوراء النهر همچنان رعايت حال فقهاى حنفى را ادامه ميداده و در عهد تأليف كتاب آثار البلاد قزوينى ( سال 674 ) چهار هزار فقيه در كنف حمايت و رعايت خود داشتهاند « 2 » . يكى از افراد اين خاندان بنام صدر الصدور برهان الدين عبد العزيز بن عمر در رعايت حال يكى از اين فقها كه تحت حمايت او بود سى هزار دينار زر سرخ صرف كرده شرح داستان چنينست كه « وقتى دانشمندى « 3 » از متعلمان غريب ، كه بتعلم بسمرقند آمده بود ، خيانتى بزرگ كرد ، سلطان سمرقند او را بگرفت و خواست كه برنجاند ، و گفت اگرچه بدين خيانت مستوجب كشتن است اما چون دانشمند است و غريب ، او را سى چوب بزنند . صدر جهان گفت اگر پادشاه هر چوبى را بهزار دينار زر سرخ بفروشد خزانه را توفيرى تمام باشد و دانشمند غريب را آبروى نرفته باشد . پس سى هزار دينار بداد و آن دانشمند را از آن ورطه بيرون آورد و اين واقعه در ماوراء النهر مشهورست » . « 4 »
امثال اين وقايع و اشارات دربارهء بزرگداشت فقها در آثار قرن ششم بسيار ديده
هامش
( 1 ) - سيرهء جلال الدين منكبرنى تأليف محمد بن احمد النسوى ، منقول از حواشى چهار مقاله از مرحوم قزوينى ص 119
( 2 ) - ايضا ص 115
( 3 ) - يعنى فقيه
( 4 ) - جوامع الحكايات عوفى . منقول از حواشى چهارمقاله چاپ ليدن ص 117 - 118