تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
عوام غوغائى كردند كه با هسنجانى چكنند ، چون بيرون آمد گفتند در سراى امير نبايستى كه با امامان بگفتى كه چه ميبايد كردن . اين سخن به گوش خواجه بو نصر رسيد ، از امير درخواست و روز آدينه در جامع قزوين با حضور صد هزار مرد سخن بگفت و تقرير مذهب كرد و بطلان تعليم و تقليد بغايت رسانيد ، همه مدهوش و متحير شدند و بسلامت بازآمد . . » اين عبارات كه نقل كرده‌ايم وضع مذهبى عصر و مجاهدات علماى هر فرقه را براى قبولانيدن عقايد خود ، و فتنه‌هاى عوام در تعصب نسبت به آن عقايد ، و دخالتهاى امراء در ترويج مذهبى از مذاهب ، و فشار بر پيروان مذاهب ديگر ، و علاقهء آنان را باستماع بحث‌هاى مذهبى كه منجر بحضور در مجالس وعظ و تذكير و مناظره و جدل ميشده است ، و شكنجه و آزار مردم در راه عقيده و ايمان قلبى ، به خوبى آشكار مىكند . بازار تهمت و افتراء در اين دوره رواجى عجيب داشت . معتقدين هر مذهب ضمن ايراداتى كه بر مذاهب ديگر وارد ميدانستند ، بذكر تهمت‌ها و افتراآتى نيز بر اهل آن مذاهب مبادرت مينمودند و در اين امر حتى از وقاحت و بيشرمى هم دريغ نميكردند . ضمن مطالعه در كتب مذهبى اين دوره نخستين مسأله‌يى كه جالب توجه است ذكر فضايح هر مذهب مىباشد . البته ذكر فضايح مذاهب از اوايل قرن پنجم و شايد پيش از آن معمول بود ، ليكن در اين دوره علماء هر دسته سعى ميكردند فضايح جديدى براى مخالفان خود بجويند و آن فضايح را بزرگ كنند و پنهان و آشكار بمردم بگويند تا مخالفان خود را رسوا كنند و مردم را بتبرّى از آنان برانگيزند . مثلا يكى از مؤلفان زمان در حدود سال 556 يا اندكى پيش از آن كتابى در انتقاد شاعيان نوشته بود بنام بعض فضايح الروافض . مؤلف اين كتاب كه قسمتى از عمر خود را در اعتقاد بتشيع بسر برده بود براى هم‌مذهبان قديم خود شصت و هفت فضيحت در كتاب خويش آورده بود و اين فضايح غير از مثالب متعدد و طعنها و ريشخندهاى متعدد ديگريست كه بشيعيان زده است . شيعيان هم بيكار ننشسته و چند سالى بعد از تأليف آن كتاب يعنى در حدود سال