مذاهب اهل سنت
در اين دوره مذاهب اهل سنت كمال قدرت و رواج را در ايران داشت زيرا مذهب دولتهاى غالب و امراى اين زمان بوده است .
از مذاهب مختلف اهل سنت كه در قرن چهارم پارهيى از آنها رو بضعف و بعضى رو بتوسعه و رواج ميرفت ، در اين دوره مجموعا چهار مذهب اصلى و مهم مالكى و حنفى و شافعى و حنبلى در ممالك اسلامى پذيرفته شده بود . در ايران دو مذهب شافعى و حنفى بيش از همهء مذاهب ديگر اهل سنت و بيشتر از تمام مذاهب اسلامى رواج داشت . مهمترين مراكز رواج اين دو مذهب مشرق ايران بود كه بقول نظام الملك مسلمانان پاكيزه و همه شافعى يا حنفى بودهاند « 1 » ليكن در عراق و طبرستان شيعىمذهبان بسيار در مراكز مختلف مانند قم و رى و آوه بسر ميبردهاند .
دو مذهب حنفى و شافعى مذهب حاكم عصر بود . سلاطين سلجوقى بر مذهب امام ابو حنيفه بوده و وزراى خود را نيز از ميان حنفيان و شافعيان برمىگزيدهاند . از دو وزير معروف سلاجقه كه در آغاز سلطنتشان بوزارت ارتقاء جستند عميد الملك ابو نصر الكندرى ( مقتول بسال 456 ) بر مذهب حنفى و در عقيدهء خود بسيار متعصب بود ليكن بعدا از تعصب دست برداشت و نسبت بحنفيان و شافعيان بيك چشم نگريست « 2 » .
نظام الملك قوام الدين خواجهء بزرگ ابو على حسن بن على بن اسحق ملقب به « رضىّ امير المؤمنين » چهارمين وزير سلاجقه بر مذهب شافعى و مردى پاكاعتقاد بوده است . « وقتى بر دلش گذشت كه محضرى نويسد در كيفيت زندگانى او با بندگان خداى و همهء علما و بزرگان دين گواهى خود بر آن محضر نويسند و آن محضر با او در خاك نهند . هرچند كه اين صورت كسى نكرده است و در شريعت مطهره مسطور و مذكور نيست ، اما بسبب نيكو اعتقادى خواجه اين محضر نوشتند و هركس از بزرگان دين شهادت خود بر آن محضر ثبت كردند و امام ابو اسحق فيروزآبادى صاحب تنبيه با آنكه مدرس نظاميه بود و منظور نظر احسان و انعام خواجه ، چون آن محضر بخدمتش
هامش
( 1 ) - سياستنامه ص 77
( 2 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 28 - 29