غالب صوفيه در اين دوره مذهب شافعى را بر مذاهب ديگر ترجيح ميدادهاند .
محمد بن منور نوادهء ابو سعيد كه در نيمهء دوم قرن ششم ميزيسته است ، در اينباره شرحى مستوفى در كتاب اسرار التوحيد دارد كه نقل آن را بىفايده نميدانيم زيرا نمودارى از انديشهء مردم روشن آنزمان نسبت بهر دو مذهب است و ضمنا حاوى اشاراتى بر تعصبهاى نارواى متعصبان هر دو فرقهء شافعى و حنفى نسبت به يكديگر نيز مىباشد :
« و شيخ ما قدس اللّه روحه العزيز مذهب شافعى داشته است و همچنين جملهء مشايخ كى بعد از شافعى بودهاند مذهب شافعى داشتهاند ، و كسى كه پيش از آنك قدم در اين راه نهادست بمذهبى ديگر تمسّك نموده است ، چون حقّ سبحانه و تعالى بكمال فضل و عنايت ازلى بىعلت خويش او را سعادت محبت خويش و اختصاصى كه اين طايفه را بر درگاه عزت او هست ، روزى كرده است ، بمذهب شافعى بازآمدهاند . . . و تا كسى گمان نبرد كه ازين كلمات كه در قلم آمد ، كه مشايخ مذهب امام بزرگوار شافعى داشتهاند ، از اين سبب نقصانى افتد بر مذهب امام ابو حنيفه رحمة اللّه عليه ، كلّا و حاشا ! هرگز اين صورت نبايد كرد و نعوذ باللّه كى اين انديشه بخاطر كسى درآيد چه بزرگوارى و زهد او بيش از آنست كى بعلم اين دعاگوى درآيد و شرح پذيرد كه او سراج امت و مقتداى ملت نبوى بوده است ، صلوات اللّه و سلامه عليه ، و هر دو مذهب در حقيقت برابرند و هر دو امام در آنچه گفتند متابع كلام مجيد حق سبحانه و تعالى گفتند و موافقت نصّ حديث مصطفى صلوات اللّه و سلامه عليه كردند ، و بحقيقت هركه درنگرد در ميان هردو مذهب بىتعصبى بداند كى هر دو امام در حقيقت يكىاند و اگر در فروع اختلافى يابد آن را به چشم اختلاف امتى رحمة نگرذ . . . نه از راه تعصبى كه اغلب مردمان بدان مبتلااند . . . و اين ائمهء بزرگوار ازين چنين تعصب كه در نهادهاى ما هست محفوظ و معافىاند . . . » « 1 »
براى آنكه وضع مذاهب مختلف را از حيث معتقدان آنها و امكنه و بقاعى كه بهريك اشتهار داشت بهتر بشناسيم ، خوبست بنقل اشارات ذيقيمت دو تن از
هامش
( 1 ) - اسرار التوحيد چاپ نگارنده ص 20 - 21