تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
سياست اطاعت از خليفهء بغداد و مخالفت سخت با مخالفان و منكران او را ، الب‌ارسلان نيز مانند طغرل ادامه داد « 1 » ، و بر اثر جنگهاى خود با روميان و گرجيان و ابخازيان ، حكومت اسلامى را تأييد و تقويت كرد و مخالفان را از سرحدات بيرون راند و بر سر جاى خود نشاند « 2 » . از اين پس جز بعض مواقع كه اختلافاتى بين سلاطين و امراى سلجوقى با خلفا درميگرفت ، در باقى مواقع همواره احترام مذهبى آنان رعايت ميشد و ما هنگام مطالعه در وضع خلفاى بغداد از اين حال سخن خواهيم گفت . اين احترام و تأييدى كه نسبت بخليفه مخصوصا در دورهء سلاجقهء بزرگ صورت ميگرفت ، باعث تجديد قوت خليفه و تمديد حكومت آل عباس براى مدت مديد ديگرى گرديد و اگرچه خلفا و شهر بغداد در دورهء هرج‌ومرج بعد از سلاجقهء بزرگ از اهانتها و آفتها بىنصيب نماندند ، ليكن بر رويهم سياست احترام بخليفه بعنوان جانشين بالاستحقاق پيغامبر اسلام و حاكم به حق بر عموم مسلمين ، از ابتداى غلبهء آل سلجوق و انقراض آل بويه ببعد تا هنگامىكه علاء الدين تكش و پسرش سلطان محمد بر عراق مستولى شدند ، ادامه داشت و تنها در دورهء قدرت خوارزمشاهانست كه كشاكش سخت ميان پادشاهان ايران و خلفاى بغداد آغاز مىشود و حتى انديشهء انتقال خلافت از آل عباس بآل على به نحوى كه خواهيم ديد بميان مىآيد . سلاجقه در تعقيب اين سياست يعنى تأييد خلافت عباسى و مذاهب اهل سنت و مخالفت با فرقى كه فقها و ائمهء اهل سنت و جماعت با آنان مخالفت مىورزيد - مانند شيعهء اثنى عشريه و قرامطه و باطنيه و معتزله - غلو ميكردند و از قتل و آزار آنان مطلقا امتناعى نداشتند و حتى در اين مورد از قتل وزراء خود در صورتىكه متوجه « الحاد » و « زندقهء » ايشان ميشدند ، نيز چنان كه خواهيم ديد امتناع نداشتند !
هامش
( 1 ) - سياستنامه از ص 201 ببعد ( 2 ) - اخبار الدولة السلجوقية از صدر الدين ابو الحسن على بن ناصر الحسينى چاپ لاهور سنهء 1932 از ص 34 تا 53