تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

فصل سوم عقايد و مذاهب كليات

نيمهء دوم قرن پنجم و تمام قرن ششم تا آغاز قرن هفتم دورهء تعصب و غلبهء متعصبين ، شدّت اختلافات دينى ، تعصباتى كه بزدوخوردهاى خونينى منجر شده است ، تخريب مدارس و كتابخانهاى مذاهب مختلف در ضمن زدوخوردهاى متعصبانه ، ترويج علوم دينى و افزايش شمارهء علماى مذهبى و فقها ، قدرت علماى مذهبى و فساد آنان و دخالتشان در امور سياسى و حكومتى ، تحريم فلسفه و علوم عقلى است . دوره‌ييست كه مبانى انحطاط تمدن اسلامى در آن گذاشته شده و جاى حرّيت و آزادى افكار دورهء قبل را خشكى و تعصب گرفته است .

سياست دينى

موضوع مهمى كه در اين دوره قابل دقت و بحث است توجه شديد سلاطين بسياست دينى و دخالت در عقايد و آراء مردم است . در دورهء پيشين پادشاهان در عين آنكه ممكن بود شخصا مردم ديندارى باشند ، عقايد ديگران را بديدهء احترام مينگريستند و با آنان تعصب و دشمنى نميورزيدند و كسى را مجبور بداشتن عقيده‌يى يا ترك عقيدهء خود نميكردند . غالبا اتفاق ميافتاد افرادى از مذاهب و حتى اديان مختلف از قبيل آيين‌هاى مسيحى و زرتشتى و مانوى در دستگاههاى سلاطين سامانى و بويى و امراى طبرستان بسر ميبردند ، و هيچيك را با ديگرى اختلاف و دشمنى نبود . پادشاهان از آنان خدمت ميخواستند و اگر اهل علم بودند رعايت جانب آنان را بر خود واجب ميشمردند و كارى بدان نداشتند كه مسلمانند يا نامسلمان و سنى يا شيعى هستند يا باطنى و معتزلى و كرامى و قدرى و جبرى و جز آن .