اما اين داورى تركان دربارهء خود طبعا مقبول ايرانيان و ديگر مسلمانان نبود و آنان اين قوم را تابعان دجّال ميدانستند كه در خراسان ظهور ميكرد و اين حديث را براى اثبات سخن خود نقل ميكردند « و روى عن النبى صلعم انّه قال انّ الدجّال يخرج من المشرق من ارض يقال لها خراسان و يتّبعه قوم كأنّ وجوههم المجانّ المطرّقة » « 1 » و باز از نبى صلعم روايت كردهاند كه قال « الترك اول من يسلب امّتى ما خوّلوا » « 2 »
در حماسههاى اين عهد هم هنوز سخن از تفضيل ايرانيان بر تركان است ليكن اين گونه سخنان در حقيقت از آثار منثور قرن چهارم و از داستانهاى ملى نقل شده كه ريشههاى كهن در تاريخ ايران داشته است . در كرشاسپنامهء اسدى ابياتى از اين قبيل مىيابيم و از آنهاست اين ابيات كه اثر روابط ايرانيان و تركان در قرن پنجم و ششم نيز از آن آشكار است :
مزن زشت و بيغاره ز ايرانزمين * كه يكشهر ازو به ز ماچين و چين
بهر شه بر از تخت چير آن بود * كه او در جهان شاه ايران بود
از ايران جز آزاده هرگز نخاست * خريد از شما « 3 » بنده هركس كه خواست
ز ما پيشتان نيست بنده كسى * و هست از شما بنده ما را بسى
وفا نايد از ترك هرگز پديد * وز ايرانيان جز وفا كس نديد
عصبيتهاى محلى
عصبيتهاى قديم كه در قرن چهارم بدان اشاره كرديم « 4 » در اين دوره با شدت بيشترى جريان داشت . سابقا در هر شهرى دستههايى مانند سمك و صدق و عروسيه و اهليه وجود داشتند كه با يكديگر خلاف ميورزيدند و تعصب عوامانه ميكردند . اين دستهها در دورهء مورد مطالعهء ما نيز باقى ماندند و چنان كه دربارهء اختلافات مذهبى خواهيم آورد مناقشات دستههاى مخالف معمولا بقتل و غارت و نهب و حرق منتهى ميشد .
هامش
( 1 ) - معجم البلدان ياقوت حموى چاپ لايپزيگ ج 2 ص 414
( 2 ) - ايضا ج 1 ص 838
( 3 ) - يعنى از تركان
( 4 ) - رجوع شود به تاريخ ادبيات ج 1 چاپ اول ص 202