مردم بدبخت سوار ميگشتند !
اين فسادها و تباهكاريها و تجاهرات بفسق ، تنها باواخر دورهيى كه مورد مطالعهء ماست اختصاص نداشت ، بلكه هم از اواسط عهد سلاجقهء بزرگ شروع شد و اينك توصيفى را كه عماد الدين محمد بن محمد بن حامد اصفهانى از وضع دولت بركيارق كرده است براى نمونه ميآوريم :
« وزارت بركيارق بعد از غلبهء او بر اصفهان با عز الملك ابو عبد اللّه حسين بن نظام الملك بود و او مردى بسيار شرابخواره بود ، راى صواب و تدبير نيكو نداشت ، از كفايت دور و بگمراهى نزديك ، و معروف بقصور و عجز و سستى بود . چون اختلال كار مملكت بعد از نظام الملك بسيار شد ، تصور كردند كه نظام آن با يكى از اولاد آن وزير بازخواهد گشت . به همين سبب او را وزارت دادند و عزت و مكانت نهادند . . .
و استاد على بن ابو على قمى وزير گمشتكين مربى و اتابك بركيارق امور ديوان استيفا را در دست گرفت ، در ايام دولت اينان امور شنيع و زشتى رخ داد و اگر كارى بصواب ميرفت بر دست ابو على قمى بود كه انديشهيى تيز و رايى درست داشت و باقى چون بتهاى بىنفع و ضرر بودند . و مادر سلطان نيز افسار از سر هشته و با گمشتكين جاندار در زشتيها و منكرات و شرابخوارگى همداستان شده بود و سلطان بركيارق خود با عدهيى از كودكان سرگرم عيش و عشرت بود و وزير نيز با گروهى از مردم فرومايه و بىهنر در شرابخوارگى روزگار ميگذرانيد » « 1 » .
اينست آنچه بعد از فوت ملكشاه و نظام الملك مىبينيم و اين هنوز مقدمهء انقلاب حال و آشفتگى اوضاع بود و بعد ازين بنظاير اينحال بسيار بازميخوريم .
اثر اوضاع زمان در شعر
اثر بارز اين اوضاع در شعر و ادب قرن ششم كاملا آشكار است . كمتر شاعريست كه در اين عهد از انتقادات سخت اجتماعى بر كنار مانده و از اهل زمانه شكايتهاى جانگداز نكرده و يا از آنان بزشتى نام نبرده باشد . اين شكايتها همه انعكاسى از افكار عمومى است و در آنها همهء خلق از امرا و وزراء و رجال سياست و دين گرفته تا مردم عادى
هامش
( 1 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 77