تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
چنين جبرى خلاص ميكرد ليكن اين امرا و غالب وزرا و عمال آنان چنان گريبان خلق را گرفته بودند كه به هيچ روى حاضر برها كردن آنان نبوده‌اند .

نقطه‌هاى اميد

با وجود اين اوضاع نبايد فراموش كرد كه در همين دورهء بيداد هم گاهى دوره‌هاى سكون و آرامش بخصوص در عهد سلاجقهء بزرگ وجود داشت و هم بعد از آن تاريخ در قسمتهايى از ايران مانند فارس در حيطهء اطاعت اتابكان سلغرى ، نواحى شمالى آذربايجان واران ، مازندران ، قلمرو سلطنت غزنويان ، هندوستان ، قلمرو حكومت سلاجقهء آسياى صغير جايهاى امن و كم‌آشوبى يافته ميشد ، كه اگرچه بر اثر آشفتگى اوضاع زمان گاه دستخوش آشوب و فتنه بود ، ليكن آرامش نسبى اوضاع آنها سبب تجمع ارباب هنر در آن نواحى ميگرديد . وجود عدهء زيادى از رجال بزرگ سياست ، خاصه وزيران معروف كه غالبا از خاندانهاى بزرگ بوده‌اند ، و بنام بعضى از آنان قبلا اشارت رفته است ، و همچنين خاندانهاى رياست مانند آل مازه و آل خجند و نظاير آنها در بسيارى از بلاد ، خود وسيلهء تازه‌يى براى سكونت اوضاع در برخى از بلاد و تجمع رجال علم و ادب در آن نواحى بود . در حقيقت همين رجال و خاندانهاى رياست هستند كه توانستند بازماندهء نظام اجتماعى را در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم نگاهبانى كنند و مرده ريگ نياكان را آسان از چنگ ندهند و گرنه امرا و سلاطين و خاندانهاى امارت كه بوسيلهء آنها تشكيل مىيافت ، غالبا از حيث اخلاق و حراست از نواميس اخلاقى بمفت نمىارزيد .

فساد اخلاق

غالب سلاطين و امراء و افراد خاندانهاى حكومتى اين دوره مردم ديوخوى پست و ستمكاره‌يى بوده‌اند . مثلا سلطان سنجر با آنهمه شهرت خود در تاريخ كارهاى وحشيانه ميكرد و عادات عجيب داشت و از جملهء اعمال اوست رفتارهايى كه با غلامان خاصهء خود ميكرد و بعد از تمتع از آنان ايشان را بشكلهاى فجيع از ميان ميبرد « 1 » .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 71 - 72
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 121 | ذبيح الله صفا