تشكيلات عهد سامانى بود ، بر سر پاى ايستد و ناگزير از رجال و معاريف خراسان براى ادارهء امور مملكت استفاده كرد . وجود وزراى نيرومندى مانند عميد الملك كندرى و على الخصوص خواجه نظام الملك در آغاز كار دولت سلجوقى ، وسيلهء سودمندى شده بود براى آنكه كليهء امور ادارى و تشكيلاتى ، بدست ايرانيان افتد .
نظام الملك نه تنها بحفظ تشكيلات دورهء غزنوى و ادامهء آن توفيق يافت ، و قسمت اعظم آنها را اجرا كرد ، بلكه توانست بسيارى از آن نظامات و قواعد را در كتاب سياستنامهء خود مدون سازد و مانند دستور كار براى ديگران برجاى نهد .
كتاب سياستنامه براى نمودن اوضاع اجتماعى زمان ، از جملهء كتب سودمند است . ليكن از روى آن فقط ميتوان اوضاع اجتماعى ايران را تا اواخر قرن پنجم ، و على الخصوص در نيمهء دوم قرن پنجم كه هنوز دورهء رفاه و يكى از ادوار خوب تاريخ ايران شمرده ميشد ، دريافت . با اين حال نظام الملك در كتاب خود از بعض رسوم اجتماعى و مقررات ادارى كه در زمان او متروك مانده و مورد استقبال پادشاهان سلجوقى قرار نگرفته است ، شكايت دارد « 1 » و نيز از برخى بىرسميها كه بوسيلهء تركان و غلامان ميشده اظهار ناخشنودى مىكند « 2 » و از اين روى نظام الملك از چشم بد ميترسيد و نميدانست كه اين كار بكجا خواهد انجاميد .
بنابراين با همهء كوششى كه نظام الملك در نگاهداشتن رسوم و مقررات قديم كرده بود ، بر اثر نفوذ دستههاى مختلف در دستگاه دولتى ، و نيز در نتيجهء تسلط امراى ترك و غلامان ، اندكاندك فساد و تباهى در كارها راه جست و همين كه پادشاه و وزير مقتدرى چون ملكشاه و نظام الملك از ميان رفتند نابسامانى كارها آغاز شد و بىرسميها شدت گرفت .
پريشانى امور و تبديل رسوم و آداب
اختلافات شديد امراى سلجوقى ، و درافتادن آنان بجان يكديگر ، و ضعف آنان ، و غلبهء غلامان و اتابكان ، و حملات جديد زردپوستان باراضى ايران ، و كشتارها و انقلابات پياپى ، و بىثباتى اوضاع ،
هامش
( 1 ) - سياستنامه ص 98 و 164 و 168 و 185
( 2 ) - ايضا ص 199