خلق را زين غم فريادرس اى شاهنژاد * ملك را زين ستم آزاد كن اى پاك گهر
بخدايى كه بياراست بنامت دينار * بخدايى كه بيفراخت بفرقت افسر
كه كنى فارغ و آسودهدل خلق خداى * زين فرومايه غز شوم پى غارتگر
زن و فرزند و زر جمله بيك حمله بباد * ببر و هم منشين جمله بيك حمله ببر
رحم كن رحم بر آنقوم كه جويند جوين * از پس آنكه بخوردند ز انبان شكر
رحم كن رحم بر آنقوم كه نبود شب و روز * در مصيبتشان جز نوحهگرى كار دگر
رحم كن رحم بر آنها كه نيابند نمد * از پس آنكه ز اطلسشان بودى بستر
ناپايدارى احوال
از جملهء اشكالات بزرگ اين عهد يكى عدم ثبات اوضاع سياسى است در آن . آغاز اين دورهء ممتد با غلبهء غزان سلجوقى شروع مىشود . موقعىكه سلجوقيان سرگرم فتح بلاد بودند اغتشاش و بىسامانى پياپى در نواحى مختلف رخ ميداد . غزنويان كه از سلاجقه شكست يافته بودند ، سرگرم اختلافات خود بودند و تا موقعىكه مودود توانست شاهزادگان امارتجوى غزنوى را بجاى خود بنشاند ، اغتشاش در بازماندهء قلمرو حكومت غزنوى ادامه داشت ، و بعد از آن نيز بر اثر كشاكشهاى غزنويان با غوريان و همچنين اختلافات مماليك غورى و شاهزادگان آن سلسله ، نواحى آنسوى بلخ و سيستان تا اطراف رودخانهء سند ، هرچند يك بار دچار انقلاب و اغتشاش ميشد و يك بار شهر غزنين كه با كوششهاى محمود و مسعود از جملهء بلاد زيبا و آباد شده بود بدست علاء الدين حسين غورى ويران و دچار نهب و غارت غوريان گشت و تمام مقابر سلاطين غزنوى جز محمود ويران شد « 1 » .
در ساير نواحى ايران تا موقعىكه طغرل حكومت سلجوقى را ثابت و پاى برجا نكرد كشاكش امراى محلى با او ادامه داشت و در اين ميان بيدادها از دست قبايل ترك با ايرانيان ميرفت .
بعد از آنكه سلاجقه توانستند امپراطورى وسيع خود را تشكيل دهند آرامشى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 51 .