باش تا بر باد بينى خان راى و راى خان * باش تا در خاك بينى شرّ سور و شورشار
و باز همين شاعر استاد از آشفتگى اوضاع خراسان در دورهء تسلط تركمانان با اشاره بعدل و داد پادشاه غزنين سخن گفته است :
قدر شه غزنين كه شناسد بحقيقت * آن را كه باحوال خراسان خبرى نيست
و پيش ازو نيز ناصرخسرو شاعر بزرگ اسمعيلى مذهب علت بدبختىهاى خراسانيان را در دولت تركمانان و سبب گرفتارى آنانرا بر دست « ينال » و « تكين » آن دانسته است كه بحبل دين متمسك نشدند و ازينروى چون قوم عاد ببلاى آسمانى تركان گرفتار آمدند :
خراسانيان گر نجستند دين * بتر ز اينكه خودشان گرفتى مگير
به پيش ينال و تكين چون رهى * دوانند يكسر غنى و فقير
چو عادند و تركان چو باد عقيم * بدين باد گشتند ريگ هبير « 1 »
ليكن اين شاعر پاكاعتقاد با اينهمه مصائبى كه بر خراسانيان و ايرانيان روى آورده از عاقبت كار نوميد نبود و همزمانان خود را بدينگونه تسلى ميداد و ميگفت :
هرچند مهار خلق بگرفتند * امروز تكين و ايلك و بيغو
نوميد مشو ز رحمت يزدان * سبحانك لا إله الّا هو
هنگاميكه غلامان بىشمار سنجر و امراى پرطمطراق او كه با القاب گوناگون خود بر مردم بىسامان خراسان و ماوراء النهر آنهمه جور و اعتساف روا ميداشتند ، در جنگ غز بدان رسوايى شكست يافتند ، شاعرى بنام حكيم كوشككى قائنى اين ابيات را دربارهء آنان سرود « 2 » :
ايا شمشيرزن تركان پردل * به نسبت از غز و تاتار و كاشان
هامش
( 1 ) - هبير : ريگستان هموار كه گرداگردش بلند بود .
( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 174