عصمت از اموال و املاك مسلمانان برخاست » « 1 » .
از امثال همين ظلمهاى بيشمارست بيدادگرى « مياجق » در كاشان كه او هم از سران سپاه خوارزم بوده است . وى كار ظلم را بجايى كشانيده بود كه « چون بر روى زمين چيزى نماند خانها ميشكافتند و زيرزمين مىكندند و خباياى زمين و كنوز دفين برمىآوردند چنانك مردم متعجب ماندند ، كه ايشان در سرايى مىرفتند و چاهى مىكندند و بر سر گنجى راه ميبردند . و در راوند . . . بزرگى يگانه و پيشوايى درين زمانه بود ، بهاء الدين ابو العلا ، كه حسب و نسب و اموال موروث و مكتسب داشت ، از خانهء او بخروارها زر و نقره بيرون بردند و جايى بشكافتند اموال عادى ظاهر شذ ، نردبانى نقرگين و امثال اين ، او مردى لطيف بود و ظريف ، يكى را گفت اى جوان سؤالى دارم جواب ده تا اين مالها بر شما حلال كنم . از هفده پدر اين سرا بميراث به من رسيده و ده بار عمارت فرموذم و به بدست پيموذم ، ازين نشانى نديذم و بذين نهانى نرسيدم .
تو اين مىچه دانى و چون مىتوانى ؟ خوارزمى گفت اى دانشمند با تو راست بگويم . اين دنيا مردارست و سگ بوى بمردار نيكو برد ، اين سخن شفاى آن بزرگ شد و دل خوش كرد ، و خوارزميان چهارپاى آن ولايت و مالها بخوارزم فرستادند ، و غزان در خراسان آن بىرسمى نكردند و آن بىرحمى ننمودند كه خوارزميان با عراقيان از خون بناحق و ظلم و نهب و خرابى ، و اگر بشرح نوشته آيد ده كتاب چنين باشد » « 2 » .
بر اثر ظلم و بيداد سلاطين ، با همهء اسرافها و تبذيرهايى كه داشتند ، غالبا خزانهاى آنان معمور و مغمور باصناف اموال بوده است . مثلا سلطان محمد بن ملكشاه با همهء جنگها و جدالهاى خود غير از انواع جواهر و اموال و ظرائف هجده ميليون دينار نقد در خزانه داشت « 3 » .
اتابكان و امراء هم هريك براى خود دستگاه و خزانهء خاص داشتند و از راه
هامش
( 1 ) - راحة الصدور ص 392
( 2 ) - راحة الصدور ص 393 - 394
( 3 ) - اخبار الدولة السلجوقيه ص 98