تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
هر وشاقى كه بر ولايتى استيلا مىيافت قانونى از سير آبا و اسلاف نمىدانست در پادشاهى كه بر آن برود ، هرچ ميخواست و ميرفت ميكرد تا كار بدان رسيذ ، و آن اتابك سعيد ملكى معمور از مزاحم دور ميديد ، نميانديشيذ كه كار بذين رسذ ، آرايش مملكت در حال ميجست و ميگفت در مآل همچنين بماند . » خوارزميان هم در دورهء تسلط خود بر عراق و همچنين در مدتى كه با سلاجقهء عراق در زدوخورد بودند ، بر مردم خراسان و عراق بيدادگريهاى وحشيانه كردند و نمونه‌يى از آن را پيش از اين دربارهء ناحيهء بيهق ديده‌ايم . سربازان سلاطين خوارزم ، كه بيشتر آنان از قبايل خونخوار زردپوست فراهم ميآمدند در كشتار و آزار و نهب و غارت بلاد اسلامى عراق همان عمل را انجام ميدادند ، كه ممكن بود از قبايل وحشى غيرمسلمان سرزند . خانه‌ها را تفتيش ميكردند ، ديوارها را در جستجوى گنج مىشكافتند ، آشيانهاى مردم بدبخت را ويران مينمودند ، زر و سيم و گوهر و حتى اثاث البيت و اغنام و احشام را بغارت ميبردند ، و از همهء اينها بدتر آنكه با نهايت تعجب مىبينيم در بعضى از بلاد زنان و فرزندان مردم ستمديدهء عراق را هم باسارت ميبردند ! و اين فجايع را نه تنها در شهرهايى كه سر راه لشكركشى آنان بود انجام ميدادند ، بلكه ببعضى از بلاد هم فقط به قصد غارت روى مىآوردند و بعد از قتل و غارت شعواء از آنجا بازميگشتند ! مثلا يكى از سرداران ايل ارسلان خوارزمشاه يعنى اينانج كه طبرك را در محاصره داشت ناگهان « روى با بهروزنگان نهاد كه لشكر خوارزم ميخواستند تا غارتى كنند و بازگردند . . . لشكر خوارزم در ولايت ابهر و قزوين بىرسمى بسيار كردند و فرزندان مسلمانان بغارت و بردگى بردند و قرب دو هزار شتر رنگ « 1 » از در قزوين براندند و بخوارزم بازگشتند » « 2 » و همين سردار ميان رى و ساوه و مزدقان نيز به همين روش بسيار خرابى كرد « 3 » . بعد از ايل ارسلان سلطان علاء الدين تكش هم در لشكركشى خود بعراق
هامش
( 1 ) - شتر رنگ : شترى كه براى نتاج نگاه دارند . ( 2 ) - راحة الصدور ص 294 ( 3 ) - ايضا ص 296